استعفای قاضی زاده هاشمی نتیجه برنامه ریزی غلط وزارتخانه است/ سیاست های پزشک سالارانه وزارت بهداشت باعث شکاف طبقاتی می شود
عضو شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور و مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر در گفتگو با "دانشجو نیوز" با انتقاد از سیاست های موجود وزارت بهداشت، خواستار اصلاح روند موجود که به تقابل اجتماعی با جامعه پزشکی می انجامد، شد.
كدخبر: id-97594
تاريخ: 2019-01-07 10:59:46

به گزارش "دانشجونیوز" ، استعفای وزیر بهداشت و درمان همزمان با عدم موفقیت طرح پر هزینه تحول نظام سلامت و طرح موضوع موسسات آموزش عالی پزشکی غیر انتفاعی، موجی از انتقادات را در فضای دانشگاهی و مجازی رقم زد. در این راستا با حسن باربرز دانشجوی دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر و عضو شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور به گفتگو پرداختیم. گزیده ای از این مصاحبه در ادامه می آید.

 

بالاخره پس از کش و قوس های فراوان و حواشی بسیار، آقای قاضی زاده هاشمی وزارت بهداشت را تحویل دادند. به نظر شما چه عاملی دلیل این استعفا بوده است؟

خارج از گمانه زنی هایی که مطرح می‌شود هم چون خیز آقای هاشمی برای ریاست جمهوری 1400 و فرار از پاسخگویی و ورشکسته دیدن طرح تحول، به نظر می آید  این استعفا معلول تک روی ها و خود رای بودن ایشان در قبال پیشبرد سیاست های سلامت است. معلول برنامه ها و سیاست گذاری هایی است که طرح تحول را به جایی رساند که پس از چند برابر شدن بودجه آن، دست به دامان صندوق توسعه ملی شد. معلول نشنیدن انتقاد های دلسوزانه کارشناسان و فعالان دانشجویی حوزه نظام سلامت است. این استعفا نتیجه عدم پیش بینی های درست در زمینه تامین منابع مالی کافی برای پیشبرد حوزه نظام سلامت است و در یک کلام بخواهم بگویم، این استعفا سرانجام و نقطه پایانی سیاست هایی بود که طرح تحول را به این جا رساند.

 

یعنی شما همه مشکلات را به مدیریت شخص آقای هاشمی معطوف می کنید؟

سوال خوبیست. بگذارید اول یک موضوع را مطرح کنم، حوزه سلامت چه ارتباطی با گفتمان انقلاب اسلامی دارد؟ چه ارتباطی با آرمان ها دارد؟ چقدر در زمینه عدالت پیشرفت داشته؟ چقدر در زمینه استقلال حرف برای گفتن داشته است؟ چقدر توانسته فاصله بین غنی و فقیر را کمتر کند؟

نگاه غالب باید نگاه معطوف به کمتر شدن فاصله طبقاتی باشد. اما شما سیاست های پزشک سالارانه وزارت بهداشت را در سال‌های متمادی ملاحظه کنید. می‌بینیم تعارض منافع در حوزه سیاست گذاری به شدت بیداد می‌کند. نگاهی که روز به روز پزشکان را غنی تر و بقیه را روز به روز فقیر تر می‌کند. آیا این نگاه با آرمان های انقلاب اسلامی هم خوانی دارد؟ این آرمان انقلاب اسلامی را همه افراد انقلابی و ضد انقلابی و غیر انقلابی قبول دارند.

در مورد سوال شما می‌شود گفت انگشت اشاره باید سمت آقای هاشمی باشد. حرف من این است که باید این نگاه اصلاح شود. باید گفتمان انقلاب اسلامی در ریزترین روزنه های نظام اسلامی ما رخنه کند و در حد شعار باقی نماند. نگاه آقای هاشمی معلول نگاهی است که سال ها به افزایش فاصله بین کادر درمان دامن می‌زند. نگاهی که تقابل اجتماعی با قشر پزشکی را بیشتر می‌کند. امثال آقای هاشمی می آیند و می‌روند اما این نگاه هست که باید کنترل شود.

 

آیا واقعا آن قدر که جامعه دانشجویی طرح تحول نظام سلامت را سیاه توصیف می‌کند، هست؟

ببینید کسی منکر کارهای خوب طرح تحول نیست. شما می‌بینید شبکه بهداشت و درمان توسعه یافته و بیمارهای واگیردار کنترل شده و در زمینه دارو مقداری پیشرفت داشته ایم اما ما مشکلاتی را می‌بینیم که بر نقاط مثبت سایه افکنده است.

شما وقتی ورشکستگی بیمه ها را می‌بینید، در ادامه آن عدم همکاری بیمارستان ها با بیمه های درمانی را هم خواهید دید! بعد از آن بدهکاری بیمارستان ها را هم خواهید دید! بعد از آن عدم همکاری شرکت های دارویی و تجهیزات پزشکی با بیمارستان ها را نیز خواهید دید. این چرخه تکرار می‌شود  و به این جا می‌رسد که پول طرح تحول به ته می‌ رسد و ناچارا دست به دامان صندوق توسعه ملی می‌شود و یا موسسات آموزش عالی علوم پزشکی را به میدان می آورد!

کار به همین جا ختم نمی‌شود و انتهای این چرخه به استعفای آقای وزیر ختم می‌شود. من مخالف سیاه نمایی طرح تحول نظام سلامت هستم اما معتقدم در بعضی بخش ها نیاز به جراحی داریم.

 

علاوه بر عدم پیش بینی منابع مالی، مشکل دیگری هم مطرح است؟

شما طرح تحول نظام سلامتی را پیش روی خود می‌بینید که در آن، پرونده الکترونیک سلامت، پزشک خانواده و راهنماهای بالینی اجرا نشد. آیا این خلاف قانون نیست؟ چرا به قانون پایبند نبودند؟ متاسفانه به قانون خودت بمال اعتقاد داشتند.

آیا طبق قانون برنامه پنجم توسعه، پزشکان می‌توانند هم زمان در بخش خصوصی و دولتی فعالیت نمایند؟ خیر نمی‌توانند! چرا این قانون توسط شخص وزیر رعایت نشد؟ شما هیات علمی های دانشگاه علوم پزشکی بوشهر را هم نگاه کنید، می‌بینید واضحا این قانون اصلا به چشم نمی آید.

گذشته از این قوانین، چقدر در زمینه شفافیت موفق بودند؟ هزینه کردها چقدر مشخص است؟ چقدر در مورد هیات امنای ارزی برای واردات دارو و تجهیزات شفافیت وجود دارد؟ آیا با نبود شفافیت، رانت را بصورت اتوماتیک به درون سیستم تزریق نکرده ایم؟

 

در مورد موسسه های آموزش عالی بیشتر توضیح می‌دهید؟ آیا تاسیس این موسسات نمی‌تواند کمبود پزشک و کادر درمان را جبران کند و باعث تعادل تعداد پزشکان و کاهش فاصله طبقاتی شود؟

ابلاغ این دستورالعمل از جانب وزیر مستعفی بهداشت آخرین یادگار ایشان بود که اعتراض قشر عظیمی از جامعه علوم پزشکی را به دنبال داشت. سوالات مهمی مطرح است که در این مجال نمی گنجد اما آیا زیرساخت ها آماده است؟ این دانشجویان قرار است در چه محیط آموزشی تربیت شوند؟ در کدام بیمارستان؟ با کدام هیات علمی؟ همین الان ما مشکلات بسیاری برای آموزش دانشجویان علوم پزشکی دولتی داریم.

متاسفانه سوالات زیادی در مورد این موضوع مطرح است که باید در فرصتی دیگر بررسی شود.

 

آخرین حرف شما؟

در زمانه ای به سر می‌بریم که مسببین سیاست های غلط، با در نظر گرفتن حافظه تاریخی ضعیف مردم، بعد از مدتی تبدیل به اپوزیسیون می‌شوند. دانشجویان نباید رسالت خود را مبنی بر روشنگری فراموش کنند و باید برای هر مسئولی هزینه سازی کنند تا جوابگوی اعمال و رفتار خود باشند.

 

انتهای پیام/