کد خبر : 97080تاریخ ثبت : 1397/1/24 13:30:44
نصر اله شفیعی؛

نقدی بر سخنان حجت الاسلام احمد رزمجو

اتفاقاتی که به خاطر برگزاری کنسرت موسیقی محلی در شهرهای کلمه و بوشکان رخ داد صحنه های ملال انگیزی بود که نه تنها برخلاف انتظار دست اندرکاران و مجریان و برنامه ریزان موجب نشاط اجتماعی نگردید بلکه مایه اختلاف و دو دستگی نیز شد؛ به طوری که موجب گردید مردم آن سامان که سال ها با روابطی صمیمانه در کنار یکدیگر زندگی می کنند در بگو و مگوهای فراوان گرفتار آیند و آهنگ اختلاف در بین آنان نواخته شود.

به گزارش "دانشجونیوز" ،

نقدی بر سخنان حجت الاسلام احمد رزمجو                                 نصرالله شفیعی
اتفاقاتی که به خاطر برگزاری کنسرت موسیقی محلی در شهرهای کلمه و بوشکان رخ داد صحنه های ملال انگیزی بود که نه تنها برخلاف انتظار دست اندرکاران و مجریان و برنامه ریزان موجب نشاط اجتماعی نگردید بلکه مایه اختلاف و دو دستگی نیز شد؛  به طوری که موجب گردید مردم آن سامان که سال ها با روابطی صمیمانه در کنار یکدیگر زندگی می کنند در بگو و مگوهای فراوان گرفتار آیند و آهنگ اختلاف در بین آنان نواخته شود. 
جناب حجت الاسلام شیخ احمد رزمجو در مصاحبه با یکی از رسانه های مجازی استان به طرح دیدگاه های خود درباره ی اتفاقات کنسرت موسیقی در شهر کلمه و بوشکان پرداخته و از این رهگذر درباره رفتار روحانیت و موسیقی و مسائلی از این قبیل نظر داده است. 
قبل از آنکه نقبی به افاضات جناب آقای رزمجو بزنم به دو نکته اشاره می کنم. 
1) این جانب براساس فتوای امام خمینی، مقام معظم رهبری با اصل موسیقی مخالف نیستم و موسیقی های مجاز را گوش می کنم و در مدت زمانی که در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول به خدمت بودم مجوز صدها اجرای موسیقی در قالب های مختلف سنتی، محلی و پاپ صادر گردید و در فضای مناسبی همه ی این موسیقی ها حتی در قالب جشنواره ها اجرا شد. 
مسلماً هنرمندان گرامی عرصه ی موسیقی آن ایام را به یاد دارند. این اجراها حتی موسیقی محلی بوشهری در فضای باز نیز اجرا می گردید. 
آنچه در این اجراها مورد تأکید بود حفظ فضای مناسبِ حاکم بر اجرا و جلوگیری از رفتارهای مبتذل بود. 
در عین حال به نوازندگان و خوانندگان نیز تأکید می شد که به گونه ای رفتار نکنند که فضای حاکم بر شرکت کنندگان ملتهب شود و رفتارهای ناشایستی از آن ها سر بزند. 
البته به خاطر ریتم تند موسیقی محلی بوشهر کم و بیش افرادی از شرکت کنندگان در کنسرت بودند که می خواستند دست به حرکات موزون بزنند ولی با احترام مانع این رفتار می شدیم. 
ناگفته نماند که متأسفانه برخی از نوازندگان و خوانندگان موسیقی محلی نیز به گونه ای سعی می کنند که با تحریک جمعیت فضا را به سویی که نباید سوق بدهند بدهند؛ که این نوع سهل انگاری موجب لطمه زدن به خودشان نیز می شود. این موضوع را بارها من به نوازندگان و خوانندگان موسیقی محلی یادآور شدم. 
2) نکته دوم اینکه طبق قانون هر موسیقی که باید اجرا شود حتماً باید از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز بگیرد. 
این مجوز به دو شکل است یکی در سطح استانی برای جمعیت زیر 500 نفر و دیگر مجوز بالای 500 نفر که حتماً باید با مجوز اداره کل دفتر موسیقی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد و در هر دو حالت باید CD موسیقی هایی که برای اجرا قرار است مجوز بگیرند همراه با درخواست به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی تحویل داده شود تا کارشناسان فن پس از بررسی لازم مجوز را صادر نمایند. 
سؤال این است با توجه به اینکه جمعیت شرکت کننده در شهر کلمه بالای 500 نفر بودند آیا اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی برای این اجرا از معاونت هنری وزارت ارشاد چنین مجوزی گرفته بود یا خیر؟ شواهد نشان می دهد که چنین مجوزی گرفته نشده است. 
در باره ی اجرای موسیقی در شهر بوشکان نیز اصلاً مجوزی نگرفته بودند و اگر قرار بود مجوز بگیرند حتماً می بایست همان مسیری که اشاره شد طی کنند  ولی عملاً  انجام نشد. 
حال سخنی با جناب حجت الاسلام رزمجو 
در این مقال قصد آن ندارم که به همه جوانب سخنان شما پاسخ بگویم 
ولی به برخی نکات اشاره می کنم. 
جنابعالی که خود کسوت روحانیت را بر دوش دارید طبیعتاً باید به گونه ای سخن بگویید و موضع بگیرید که متناسب با آرمان های روحانیت و اسلام عزیز باشد. 
شما از رفتار آن روحانی انتقاد کرده اید ولی به فضای حاکم بر کنسرت اشاره ای ننموده اید، بدون تحقیق گفته اید برگزار کنندگان در بوشکان مجوز گرفته اند، در حالی که مجوزی در کار نبوده است و این مراسم کاملاً غیر قانونی بوده است. وقتی دم از قانونگرایی می شود باید همه از رفتارهای خلاف قانون انتقاد کنند.
آیا دقت کرده اید که چه نوع موسیقی اجرا می شده است؟ شما اشاره کرده اید به موسیقی حلال و حرام که  به فتوای امام راحل و مقام معظم رهبری در این زمینه  اعتقاد دارید ولی باید پرسید: 
آیا هر موسیقی که نام و عنوان محلی یا بندری را داشته باشد جایز و مجاز است یا اینکه هر کدام از اینها ویژگی های خاص خود را باید داشته باشند تا بتوانند مجوز اجرا بگیرند. 
خوب است بدانیم نظر شما به عنوان یک روحانی که در دامان پدری با تقوا و متعصب در مسائل دینی هم پرورش یافته اید درباره ی این موسیقی محلی و بندری چیست؟
هله دان دانه دان هله یدانه 
یارم نامهربون مال آبادانه 
آیا به نظر شما ترانه «هله دان دانه دان» جزء موسیقی مشکوک است که تشخیص عرف به آن حلیت می بخشد.
در مورد فتوایی که بدان اشاره کرده اید امام و رهبری تشخیص عرف را در مورد موسیقی مشکوک ساری و جاری دانسته اند نه موسیقی حرام. در هیچ قانونی نداریم که تشخیص مردم موجب تبدیل یک حرام به حلال می شود. و این گونه نظر دادن از جنابعالی که این جانب شخصا برای شما احترام قائلم به دور است.  
به هر حال آنهایی که زمان طاغوت را درک کرده اند می دانند که این موسیقی یکی از مصادیق موسیقی مبتذل در زمان طاغوت بوده که خواننده های کوچه و بازاری برای تخدیر اعتقاد و ایمان مردم و سرگرم کردن آن ها به لهو و لعب، اجرا می کرده اند. این را که دیگر نمی توانید انکار بکنید. در اجرای شهر بوشکان دقیقاً بعد از آنکه آن روحانی محترم را با بی احترامی از معرکه به دور کردند براساس کلیپ پخش شده خوانندگان موسیقی محلی دقیقاً همین موسیقی مطرب و حرام را اجرا کردند. 
جناب حاج آقا رزمجو خوب است به این موضوع توجه نمایید که اگر هر روز این حرمت شکنی ها ادامه پیدا کند دیگر هیچ مرزی برای حفظ حریم ها باقی نخواهد ماند. 
البته جنابعالی که گویا در فضایی قرار گرفته اید که باید با طبل آن ها که می گویند ما هنرمند ارزشی و غیر ارزشی نداریم بنوازید مجبور شده اید فتوای امام راحل و مقام معظم رهبری را نیز تغییر دهید. 
با بررسی دقیق تر در فتوای امام راحل و مقام معظم رهبری در مورد موسیقی لهوی و حرام در می یابیم که فرموده اند که آن موسیقی حرام است که «مخصوص مجلس لهو و لعب باشد» یعنی فرض بر این که عده ای می خواهند در مجلسی بزنند و برقصند از چه نوع موسیقی در چنین مجلسی می کنند؟ همین موسیقی حرام است. 
ولی شما در مصاحبه خود فرموده اید: «مطرب بودن یعنی نواختن ساز در مجالس فسق و فحشا و شرب خمر» فرق است آنچه که شما گفته اید با فتوایی که امام راحل و مقام معظم رهبری داده اند. 
شما گفته اید اگر موسیقی در چنین محفلی نواخته شود مطرب است که اصل فتوا این است که آن موسیقی که مخصوص مجلس لهو و لعب باشد گوش دادن به آن حرام است. در حالی که شما اجرا را در مجلس کذایی شرط حرمت دانسته اید. پس خوب است دقت فرمایید تا تغییری در فتوای بزرگان دین ایجاد نکنید. رسالت اصلی روحانیت دفاع از دین در برابر انواع هجمه هایی است که بر اسلام عزیز می شود. 
و اگر نبود جهاد تبلیغی روحانیت شیعه که بسیاری از آنها جانشان را نیز در این راه نثار کرده اند امروز از اسلام جز پوستینی باقی نمانده بود. 
سؤال من از جنابعالی این است که شما در برابر این هجمه هایی که نسبت به دین صورت می گیرد چقدر استوار ایستاده اید و لب به اعتراض گشوده اید. این انفعال را در برابر هجمه دشمنان بیشتر در زمانی از شما مشاهده می کنیم که به طور علنی در یک جناح سیاسی قرار گرفته اید و موضع گیری می کنید. امروز هم سلکان شما امثال آقای تاجزاده به صراحت جمهوری اسلامی را رد می کنند و می گویند یکی از اشتباهات خودشان را در این می دانند که چرا ولایت فقیه را در قانون اساسی گنجانده اند. 
شما که سال ها در این نظام در پست های حساس خدمت کرده اید و مأموریتتان نیز حفظ نظام از از انواع دستبردها و انحراف ها بوده و هم اکنون نیز مشاور استاندار هستید آیا به خود اجازه می دهید و یا جرأت می دهید که در برابر این سخن ضد انقلابی و ضد امامی تاجزاده موضع بگیرید.
جناب آقای رزمجو به برخی از هم سلکان شما باید گفت شترسواری دولا دولا نمی شود. نمی شود در جمهوری اسلامی مسؤولیت گرفت و پست داشت ولی از کسانی حمایت فکری و سیاسی کنند که به صراحت اعلان می کنند ما نظام جمهوری اسلامی را قبول نداریم.  
آقای تاجزاده به راحتی نقاب از چهره برداشتند و حتی از نظر قاطبه ی اصلاح طلبان چنین موضع گیری را اعلام کردند ولی دریغ از یک روحانی اصلاح طلب امثال جنابعالی که در برابر ایشان اعلام موضع کند. 
حصرت حجت الاسلام رزمجو، همواره سکوت خواص در برابر دشمنان اسلام و متعرضان به احکام این دین عزیز لطمات فراوانی به اسلام زده است. اگر شما به تعبیر خودتان در برابر رفتار غلط یک روحانی در یک شهر کوچک در گوشه ای از استان بوشهر این همه برآشفته می شوید و موضع می گیرید چرا در برابر این همه اقدامات ضد دینی و ضدانقلابی تعدادی از هم جناحیتان که یا به خارج پناهنده شده اند یا در داخل به دنبال سکولاریزه کردن نظام هستند تاکنون یک کلمه لب به اعتراض نگشوده اید. دین ناموس روحانیت است و اگر یک روحانی در برابر تعرض به این ناموس سکوت کند و یا بی تفاوت باشد چه می توان به او گفت؟ شما در برابر این همه تخلفات و اختلاس هایی مثل اختلاس 15 هزار میلیاردی از صندوق ذخیره فرهنگیان که بزرگترین لطمه را به امید مردم وارد نمود چه موضعی داشته اید؟ 
شما از کدام اسلام دفاع می کنید؟ اسلام ناب محمدی یا اسلام آمریکایی؟ از اسلام انقلابی یا اسلام بی خاصیت که جهان سلطه همواره در طول تاریخ مروج آن بوده است. 
بیش از این درد دل هایم را ادامه ندهم؛ ولی در هر حال از جنابعالی که در کسوت روحانیت هستید و سال ها نیز در این نظام خدمت کرده اید انتظار هست به دور از جوزدگی های موجود و رفتارهای روشنفکر مآبانه با شجاعت هر چه تمام تر در برابرهر کژی و ناراستی را از هر حزب و گروه و جناحی که مشاهده کردید موضع بگیرید، فریاد بزنید، تا انقلاب به دست نااهلان نیفتد.
چرا که امام عزیز آن پیرگرانمایه وصیت کردند که من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش میکنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.

اخبار مرتبط
    کلمات کلیدی
    ثبت دیدگاه