کد خبر : 97332تاریخ ثبت : 1397/8/19 10:27:43
دل نوشته دانشجویی؛

یک جامانده برایتان می نویسد...

این ها را یک دل شکسته ؛ یک از دنیا بریده ؛ یک محزون ؛ یک جامانده برایتان می نویسد،هرگاه کربلایی شدید سلام این مجنون را برسانید به امامش.

بسم رب الحسین...

 

این ها را یک دل شکسته ؛ یک از دنیا بریده ؛ یک محزون ؛ یک جامانده برایتان می نویسد....هرگاه کربلایی شدید سلام این مجنون را برسانید به امامش.

 

 

آقایی که در سمت خدا حرف می زد گفت این ها که می خواستند بروند ولی نتوانستند دل شکسته ترند،بله من دل شکسته ترم،خیلی دل شکسته ترم، دل شکسته ترم که نرفتم ، که نخواستی ام،دل شکسته ترم که حاجت نگرفتم،دل شکسته ترم که دعای من از دل خودم بالاتر نتوانست برود حتی زیر قبه ات...‌
اولین و آخرین بار که مرا راه دادی با همین دل شکسته ام مرا آوردی،دلم شکست که فقط اسم من در نیامد ! دلم شکست که هزارمین بار است سهم من زیارتت نمی شود،دلم شکست،بعد اشک ریختم ! من تا به حال اشک ریخته بودم برای کربلا ؟ نه...
من تا بحال اللهم ارزقنا کربلا را از ته دل گفته بودم ؟ نه...
ولی دلم شکست....که من اضافی بودم ! دلم شکست که عمرم صرف هزار چیز شد جز عشق تو...
دلم به حال دل شکسته ام شکست...
فکر کردم حالا هم که دلم بشکند کافی است...گفتم دوباره یک قطره اشک کار خودش را می کند....
نشد...نکرد...یک قطره که نه... دیگر چشم هایم باز نمی شوند بس که اشک سوزانده شان....
آقا ما بلد نبودیم خوب باشیم؛ یاد ما ندادند....یاد دادند ما نفهمیدیم...ما بد بودن را بهتر بلد شدیم..ما بد شدیم آقا...بد کردیم...انی ظلمت نفسی...یا ابا عبدالله...
فکر کردیم این ها که تند تند پیش شما می آیند هم همه شان شبیه ما هستند....
گفتیم ما هم یکی از اینها....
آقا اشتباه کردیم....فکر کردیم ما بدیم و بقیه هم بد تر....
ما ولی هیچ چیز نبودیم....
ما حتی شبیه به حر نتوانستیم باشیم که با این بدی ها بفهمیم توبه چیست و راه برگشت کدام طرفی است...اصلا چه قیاسی....ما کجا و سرباز جنگ شما کجا...
دیدید که از بد هم بد تر بودیم... و آن ها همه از ما بهتران....
ما ولی هنوز امید داریم....
شنبه یکشنبه را نمی شماریم، نه که یک دفعه متوجه شویم دیگر برای کربلایی شدن دیر شده !
از ترس چهل روز است تقویم را نگاه نکردیم که فکر کنیم تا اربعین خیلی مانده و شما بالاخره ما را دعوت می کنید....
گریه هامان را کردیم؛ التماس هایمان به خدا را کردیم؛ دلمان حسابی شکسته از رفتن همه جز خودمان ؛ غم و غصه زندگی و دنیا هم خودشان ردیف شده اند توی دلمان و حاجت هم زیاد داریم....
حالا دیدید که ما آماده ایم ؟ 
چند روز بیشتر نمانده.... 
دعوتمان نمی کنید.... ؟

 

ما عادت کردیم زیر لب بگوئیم: قدم قدم با یه علم...ان شاءالله اربعین میام سمت حرم....با مدد شاه کرم...

آخ که اگر دعوتمان نکنید چقدر بابت این زمزمه به پایمان دروغ می نویسند....

....

شرمنده ام که برایم جا نیست آقا جان.... شرمنده ام....

از سوسن محمدی

اخبار مرتبط
کلمات کلیدی
ثبت دیدگاه
بیانیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی دشتستان؛برجام، آش نخورده و دهن سوخته ای که دولت به کام ملت ریخت
بیانیه شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی استان بوشهر خطاب به مجمع تشخیص مصلحت نظام؛تصویب CFT اعتماد دوباره به ناقضان برجام است
بیانیه دانشجویان تنگستان به مناسبت روز دانشجو؛عده ای قصد انحراف جنبش دانشجویی به سمت غرب را دارند
آرشیو