کد خبر : 97540تاریخ ثبت : 1397/10/7 14:59:05
یادداشت/ مهران کریمی؛

«ظریف»، نمادِ «دولتمرد قاجاری»

این حقیقت مهمی است که «تجربه‌ی برجام» به جزء ارتقای شناخت ایرانیان از غربِ استعمارگر و مشخصا آمریکا، تجربه‌ی مهمی هم از حیث شناخت «غرب‌گرایان داخلی» بوده است. اینکه ظریف می‌گوید: «هدف برجام اقتصادی نبود» دقیقا در راستای همین موضوع کارآمدی دارد.

به گزارش "دانشجونیوز" ،این حقیقت مهمی است که «تجربه‌ی برجام» به جزء ارتقای شناخت ایرانیان از غربِ استعمارگر و مشخصا آمریکا، تجربه‌ی مهمی هم از حیث شناخت «غرب‌گرایان داخلی» بوده است. اینکه ظریف می‌گوید: «هدف برجام اقتصادی نبود» دقیقا در راستای همین موضوع کارآمدی دارد. تحلیل دقیق‌تر مسئله نیازمند توجه به نکاتی است:

 
1- آنچه به‌عنوان دور جدید مذاکراتی جمهوری اسلامی با غربی‌ها مشخصا از سال ۹۲ می‌شناسیم حائز خصوصیاتی بود. اولا مذاکره‌ی با آمریکایی‌ها در این دور از گفتگوها معنایی تازه یافت و ثانیا مهم‌ترین هدف جمهوری اسلامی از حضور در این مذاکرات به‌تصریح رهبر انقلاب اسلامی به‌عنوان عالی‌ترین مقام حاکمیتیِ نظام «برداشته شدن تحریم‌ها با حفظ حق غنی‌سازی داخل خاک کشور» بود: «ما مذاکره را شروع کردیم برای اینکه تحریمها برداشته بشود... ما مگر مذاکره کردیم که بین آمریکا و اروپا شکراب به ‌وجود بیاید؟ ما مذاکره کردیم که تحریم برطرف بشود؛ شروع مذاکره برای این بود، ادامه‌ی مذاکره برای این بود.» (بیانات رهبر انقلاب در دیدار مسئولان نظام ۰۲/۰۳/۱۳۹۷)
 
هدفی که دستیابی کامل و ماندگار به آن مستلزم رعایت «شرایط و خطوطی» بود که متأسفانه در عرصه‌ی عمل از سوی تیم گُماشته‌ی حسن روحانی و در رأس‌شان جواد ظریف به‌شکل مناسب و درستی دنبال نشد.
 
2- توجه به این نکته کلیدی است که: اساسا دال مرکزی گفتمان سیاسی و انتخاباتی رئیسِ ظریف یعنی روحانی «گره زدن اقتصاد به سیاست خارجی» و بهبود شرایط اقتصادی کشور از این رهگذر بود. گفتمانی که تبلور عملیاتی‌اش مذاکرات هسته‌ای در دولت یازدهم و موافقت‌نامه‌ی برجام بود. اکنون که این دال مرکزی در «محکِ عمل و تجربه» به‌شکل مفتضحانه‌ای بی‌اعتبار شده غرب‌گرایان داخلی در حرکتی سیاسی – رسانه‌ای به دادن «نشانی غلط» و «عملیات فریب» روی آورده‌اند. روزی همه چیز را به «دیوانگی ترامپ» حواله می‌دهند، روز دیگری دستاورد برجام را «دور شدن سایه‌ی جنگ از کشور» معرفی‌ می‌کنند و روزی هم می‌گویند «هدف برجام اقتصادی نبود.»
 
3- البته از منظری دیگر حق با ظریف است! هدفی که جریان غرب‌گرا با پیش‌قراولی روحانی و ظریف از خلال «پروژه‌ی برجام» دنبال می‌کردند نوعی «نُرمالیزاسیون سیاست خارجی» جمهوری اسلامی بود. این برنامه‌ی راهبردی در واقع «هویت‌زُدایی و ایدئولوژی‌زُدایی از سیاست خارجی» تحت عنوان «عادی‌سازی رابطه با دنیا و تأمین منافع ملی» بود که در سطح افکار عمومی با تاکتیک «گره زدن اقتصاد و معیشت مردم» (حتی در حد آب خوردن) با «مذاکره و توافق هسته‌ای» دنبال شد. عملیاتی که اسم رمز آن از زبان روحانی و تحت عنوانِ «ضرورت وام دادن از سیاست به اقتصاد» مطرح شد و هدف نهایی آن تبدیل جمهوری اسلامی به بازیگری در چارچوب «نظم آمریکاییِ نظام سلطه» بود. کلان‌پروژه‌ای که گام‌های بعدی‌اش می‌توانست پروژه‌های برجام ۲ و ۳ با موضوع حضور منطقه‌ای جمهوری اسلامی یا قدرت دفاعی و موشکی کشور و... باشد.
 
4- به‌شکلی جمع‌بندی شده می‌توان گفت کلان‌پروژه‌ای که ذیلِ گفتمان بهبود شرایط کشور از رهگذر تغییر در سیاست خارجی دنبال شد و نماد و قله‌ی آن «برجام» بود در عرصه‌ی عمل و عینیت به بدترین شکلی شکست خورد و با وصله پینه‌های امثال ظریف و سایر اعوان و انصار جبهه‌ی غرب‌گرایی نیز سرپا و زنده نمی‌شود. اما این تجربه علاوه بر افزایش غنای فکری و تجربی ملت ایران در زمینه‌ی شناخت نظام سلطه و در رأس آن دولت استکباریِ آمریکا، در فضای داخلی نیز دستاورد مهمی به‌همراه داشت. شناخت جهت‌گیری نظری و عملکردِ عینی «دولتمرد قاجاری» دستاورد مهم تاریخی – تمدنی این موضوع بود. روحانی و ظریف در زمانه‌ی ما نمادِ دولتمرد قاجاری‌اند که با نوعی ساده‌لوحی و غرب‌شیفتگی با تمدن غرب و نمایندگان سیاسی و دیپلماتیکش روبرو می‌شوند و در نهایت حکایت‌شان این می‌شود که: «شد غلامی که آب جوی آرد / آب جـوی آمـد و غـلـام بــبــرد.»
 
5- البته سیاستی که امروز و علی‌رغم شکستِ برجام از سوی جریان غرب‌گرایِ داخلی و دولت روحانی و هم‌پیمانان سیاسی‌اش چون علی لاریجانی و... در زمینه‌ی پیوستن به انواع و اقسام مجامع، کنوانسیون‌ها و توافق‌نامه‌های بین‌المللی مثل FATF و... دنبال می‌شود ضرورت تبیین و روشنگری در رابطه با عملکرد دولتمرد قاجاری را بیش از پیش ضروری می‌سازد. عملکردی  برآمده از فهمی غلط که دوگانه‌ی نادرست و انحرافیِ «منافع ملی» و «هویت ملی» را برمی‌سازد، به‌دنبال کسب «منافع تخیلی» می‌رود و در پایانِ کار هویت ملی و منافع ملی را به‌صورت توأمان دچار خدشه و خسارت می‌کند.
 
این مسئله‌ی حساسِ حاکمیتی رسالتی را پیش‌روی «جریان مومن انقلابی» می‌گذارد: انقلابی‌ها باید با استفاده از تجربیات به دست آمده از انتخابات ۹۲ تا به امروز، به‌شکلی عقلانی و مدبرانه حرکت روشنگری نسبت به تفکر و عملکرد دولتمرد قاجاری را به‌شکلی جدی و اصولی دنبال و ریل مدیریت اجرایی کشور را به مسیر عقلانیت، تدبیر و منافع ملی بازگردانند.
رجا نیوز/
اخبار مرتبط
کلمات کلیدی
ثبت دیدگاه
در بیانیه دانشجویان دانشگاه پیام نور خورموج؛اصلاحاتی که از دین خارج است فتنه 88 را رقم می زند
در بیانیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خورموج؛حماسه 9 دی تجلی عینی مردم سالاری دینی بود
در بیانیه دانشجویان دانشکده کشاورزی دانشگاه خلیج فارس؛در فتنه 88 ، ملت ایران هزینه بی بصیرتی خواص را دادند
آرشیو