کد خبر : 97560تاریخ ثبت : 1397/10/10 13:15:52
تحریف و تحمیل در وزارت متولی تربیت؛

آموزش و پرورش بنگاه اقتصادی نیست/ سند استعماری 2030 با قوت بیشتری از سند تحول بنیادین اجرا می شود

سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با وجود اشکالات موجود، بهترین نسخه برای اصلاح آموزش و پرورش است اما برخی به دنبال نسخه ای خارج از مرزها برای بهبود نظام آموزشی بودند. تا زمانی که نگاه به آموزش و پرورش به عنوان یک بنگاه اقتصادی باشد و دولت تمام تلاش خود را صرف کاهش هزینه به حداقل ممکن در آموزش و پرورش بداند، تغییری در وضع موجود ایجاد نخواهد شد.

به گزارش "دانشجونیوز" ، نظام آموزشی کشور دوران پر فراز و نشیبی را پس از انقلاب طی کرده است، از انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها  تا ایجاد مراکز عالی خصوصی و به دنبال آن در دهه های اخیر، ورود مدارس غیر انتفاعی و هیئت امنایی به نظام آموزش و پرورش را می توان حاصل این سیر تحول نام برد. اما به راستی این نگاه حاصل کدام تفکر است؟

 

این موضوع، آموزش و پرورش رایگان تا پایان دوره متوسطه که اصل 30 قانون اساسی است را تحت الشعاع قرار داد، هم چنین در کنار این موضوع، استفاده از نیرو هایی با حقوق بسیار کمتر تحت عنوان حق التدریس و استخدام نیرو از مجراهایی غیر از مراکز تربیت معلم، آسیب های جبران ناپذیری به نظام آموزشی کشور وارد کرده است.

 

اما در این میان بی توجهی به مراکز تربیت معلم و یا به عبارت بهتر، به سواد و تخصص معلم و به معنای دقیق کلمه، بی توجهی نسبت به جایگاه و منزلت معلم موجب شده که مراکز تربیت معلم در سال 87 به مرز نابودی کامل برسد. هرچند با تاسیس دانشگاه فرهنگیان در سال 91 تا حدی مراکز تربیت معلم احیا شد ولی تا رسیدن به جایگاه آرمانی، راهی بسیار پر مانع  و سخت است.

 

وقتی رییس جمهور در کنایه از دانشگاه داری برخی وزارت خانه ها انتقاد می کند ناخودآگاه ذهن به سمت دانشگاه فرهنگیان می رود. در سخنان آقای نوبخت و دیگران هم این لحن ملموس است  ولی در این میان، تنها رهبر انقلاب است که هزینه کردن در آموزش وپرورش را سرمایه گذاری می داند و شخصا در دانشگاه فرهنگیان حضور می یابد تا شاید بتواند نگاه را به آموزش و پرورش تغییر دهد.

 

با وجود مشکلات و حواشی، کار تدوین سند تحول بنیادین آموزش و پرورش که توسط گروهی از اندیشمندان از سال 82 آغاز شده بود به نتیجه رسید و امید تغییر را در دل دوست داران تعلیم و تربیت زنده کرد ولی این تازه آغاز ماجرا بود .

 

این سند که به تعبیر اغلب صاحب نظران با وجود اشکالات موجود، بهترین نسخه برای اصلاح آموزش و پرورش است و همواره حمایت رهبر معظم انقلاب را داشته است، گویا برخی به دنبال نسخه ای خارج از این مرز ها برای بهبود نظام آموزشی بودند که با طرح "سند 2030"  با تمام وجود برای اجرای آن همت گماردند و به راستی که "مرغ همسایه غاز است".

 

حال که هفت سال از تهیه سند تحول می گذرد شاید در بهترین حالت، کم تر از بیست درصد پیشرفت کرده است و این در حالی بوده که همواره مطالبه رهبری اجرای سند تحول بنادین بوده است. در این سند به جایگاه معلم توجه خاصی شده است که در صورت رفع موانع، اصلاحات خوبی رخ خواهد داد.

 

نظام رتبه بندی معلمان که از راهکارهای سند برای احیای جایگاه معلم است و در نظام های چهارده گانه به عنوان راه کار، صراحتا بیان شده است، مورد بی مهری قرار گرفته است و به جای آن طرح هایی همچون معلم تمام وقت مطرح می شود.

 

آیا معلم تمام وقت طرحی برای سرپوش گذاشتن بر سیاست های غلط سیاست گذاران است که با کمبود نیرو مواجه شده اند؟ یا کمک به وضعیت معیشت معلم؟ اگر قرار باشد که معلم در آن شش ساعت اضافه به تحقیق و پژوهش ببردازد که واقعا مفید فایده است، اما اگر بخواهد در این طرح، معلم دوباره سرکلاس برود باید بگوییم معلم ربات نیست و تدریس هم مسخره بازی نیست.

 

 در این میان با بیان عباراتی از قبیل این که هدف اصلی نظام رتبه بندی افزایش حقوق نیست بلکه ارتقا کیفیت آموزش است، را مطرح می کنند و قصد فرافکنی دارند. ریشه این سخنان چیست؟ تا زمانی که نگاه به آموزش و پرورش به عنوان یک بنگاه اقتصادی باشد و دولت تمام تلاش خود را صرف کاهش هزینه به حداقل ممکن در آموزش و پرورش بداند، تغییری در وضع موجود ایجاد نخواهد شد، به عبارت بهتر، تغییر نگاه لازم است.

 

ماهیت طرح رتبه بندی این است که نگاه به معلم تغییر می کند و دیگر معلم یک کارمند نیست و دارای جایگاه علمی بوده و پژوهش های وی در حقوق و مزایای او موثر است مانند هیئت علمی دانشگاه با همان مزایا ...

 

در طرح رتبه بندی دولت موظف به ارائه سه لایحه تحت عناوین « نظام رتبه بندی» ، « نظام پرداخت ها » و « مهندسی نیروی انسانی » است که در حال حاضر با فشار های مجلس و افکار عمومی، طرح رتبه بندی تحت عنوان لایحه به مجلس ارائه شده اما  تنها مبلغ در نظر گرفته شده برای اجرای این طرح، 2هزار میلیارد است در حالی که برای اجرای کامل آن مبلغ 15 هزار میلیارد مورد نیاز است که هنوز در این مورد تدبیری اندیشیده نشده است.

 

در عین حال دولت مردان با گفتن سخنانی شبیه به این که بیشترین بودجه دولت به آموزش و پرورش تعلق گرفته است، سعی در کنترل افکار عمومی دارند ولی با نگاهی ساده، این امر طبیعی است که وزارت خانه ای با بیش از یک میلیون کارمند و سیزده میلیون دانش آموز، این مقدار بودجه تعجبی ندارد و برخی از این بودجه معوقات باقی مانده از سال قبل است که به سال 98 منتقل شده است . در سال 91 حدود 15 درصد از بودجه کشور برای این وزارت خانه بود که امروز به حدود 9 در صد از کل بودجه کشور رسیده است و این در حالی است که مسولان تنها به مقایسه ارقام می پردازند و به نسبت بودجه از کل بودجه کشور کاری ندارند.

محمد وطن دوست دانشجو معلم دانشگاه فرهنگیان استان بوشهر/

 

انتهای پیام/

اخبار مرتبط
کلمات کلیدی
ثبت دیدگاه