۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » خبر فوری » خبر وسط » یادداشت
  • شناسه : 287673
  • ۲۰ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۰:۱۷
  • نویسنده : احمد بنافی
ماموریت نخست وزیر ژاپن در تهران
ماموریت نخست وزیر ژاپن در تهران
یادداشت/

ماموریت نخست وزیر ژاپن در تهران

ترامپ خوب می‌داند راه میان بر و سهل الوصول برای رسیدن به نقطه ای که ایران را در پشت میز مذاکره ببیند، ساخت دو قطبی تصنعی در ایران است. در این راه درخواست تصریحی برای مذاکره و رویکرد التجاعی در کنار استخدام میانجی‌گران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مانند آلمان و ژاپن در همین قالب تعریف می شود.

به گزارش “دانشجونیوز” ؛ پاسخ برجامی و فرا برجامی ایران نسبت به تهدیدات آمریکا موجب عقب نشینی ترامپ از ادعای حمله نظامی شد. ترامپ در یک عقب نشینی آشکار، سیاست بازگشت به راهبرد فشار حداکثری در کنار تاکتیک التجاء برای دستیابی به مذاکره را در دستور کار قرارداد.

تقریباً مسجل شده است که جمهوری اسلامی ایران راهبرد پاسخ عملی را انتخاب نموده است و قصد دارد در این راه، از مولفه های اقتدار آفرین خود برای هزینه مند کردن اقدامات خصمانه آمریکا استفاده نماید.

ترامپ نیز تقریباً متوجه این امر شده است که ایران تهدیدات نظامی آمریکا را گزینه واقعی و عملیاتی قلمداد نمی کند، مضاف بر اینکه بازی و مانور برروی اقدام نظامی علیه ایران توان واقعی آمریکا در این حوزه را از حیث ناکارآمدی نمایان می سازد.

در مواجهه با وضعیت فعلی، ترامپ تمرکز خود را برروی تاکتیک التجاء برای مذاکره با ایران گذاشته است و وانمود می‌کند که این آسان ترین، کم هزینه ترین و بهترین روش برای حل و فصل منازعات فی‌مابین می باشد.

هدف این سناریو بدون در نظر گرفتن دورنمای آن، بازسازی روند مذاکرات هسته‌ای و تعمیم آن بر سایر برنامه های امنیت ملی ایران مانند موشکی و منطقه ای می باشد. ترامپ قصد دارد سطح مناقشه را حداقلی و آسان جلوه دهد و وانمود کند آنچه محل اختلاف میان طرفین می باشد بیشتر شبیه یک سوءتفاهم بوده تا به نوعی بخشی از افکار عمومی در ایران را با خود همراه نماید و عملاً روند ایجاد شکاف اجتماعی و دوقطبی سازی های کاذب را با همراهی جریان غربگرا در ایران آغاز نمایند.

ترامپ خوب می‌داند راه میان بر و سهل الوصول برای رسیدن به نقطه ای که ایران را در پشت میز مذاکره ببیند، ساخت دو قطبی تصنعی در ایران است. در این راه  درخواست تصریحی برای مذاکره و رویکرد التجاعی در کنار استخدام میانجی‌گران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مانند آلمان و ژاپن در همین قالب تعریف می شود.

نخست وزیر ژاپن مأموریت دارد با رویکرد تشویقی و ترغیبی، مقامات ایران را متقاعد نماید تا ضمن پایبندی به برجام و گرفتن تضمین عینی در این خصوص، آنها را به سمت مذاکره با آمریکا سوق دهد. شاید بیراه نباشد که “آبه” در ازای تعدیل بخشی از تحریم های آمریکا و اروپا که می بایست پیش تر برابر متن برجام برداشته می شد، با پیشنهاد تعدیل برنامه های امنیت ملی ایران آمده باشد.

من گمان می کنم “آبه” به جز موارد فوق، به دنبال یک تضمین دیگر از ایران نیز باشد و آن هم اینکه از ایجاد تهدیدات علیه منافع آمریکا و هزینه مند شدن رفتار آنها توسط ایران جلوگیری شود، چیزی که ترامپ بی نهایت از آن بیمناک است. چرا که “آبه” در کنار نقش میانجی گر، ماموریت دارد منافع آمریکا در منطقه را تضمین نماید تا تامین پایدار مواد هیدروکربنی آنها از مقصد خاورمیانه به ژاپن امتداد داشته باشد.

آنچه امروز روشن است، جمهوری اسلامی ایران به مرحله اقدام در مقابل اقدام رسیده و قصد دارد اقدامات خصمانه آمریکا را بی پاسخ نگذارد. بررسی روند  خروج آمریکا از برجام  و اعمال فشار حداکثری بر ایران نشان می دهد اشتراکی میان اهداف و منافع دو طرف دیده نمی شود تا از طریق مذاکره قابل حل باشد.

از طرفی آمریکا به دنبال حفظ و تشدید تحریم‌ها علیه ایران است و از قضا گزینه دیگری برای فشار بر ایران و مذاکره پذیر کردن موضوع در دست ندارد و نمی خواهد به راحتی از آن صرف نظر کند و از طرفی دیگر، جمهوری اسلامی ایران نمی تواند ضمن تحمل تحریم و فشار اقتصادی، زیر بار مذاکره ای برود که دورنمای آن حذف یا حداقل تعدیل مولفه های اقتدار ملی خود باشد و راهکار خود را در مقاومت می بیند.

بعید است در ایران کسی فریب بازی ترامپ با فرستادن “آبه” را خورده و به بهانه حل و فصل مناقشه فی‌مابین، موضوع را جدی بگیرند و عملا فرش قرمز زیر پای او پهن کنند جز تعدادی غرب زده خود باخته که همواره در بزنگاه‌ها به مثابه پیاده نظام دشمن عمل می‌کنند.

احمد بنافی

انتهای پیام/

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*