۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » استان » خبر فوری » خبر وسط » یادداشت
  • شناسه : 290175
  • ۲۳ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۲:۵۴
  • نویسنده : مصعب یحیایی
زمین بازی در سیاست به سلبریتی‌ها واگذار شده است
زمین بازی در سیاست به سلبریتی‌ها واگذار شده است
یادداشت دانشجویی/

زمین بازی در سیاست به سلبریتی‌ها واگذار شده است

ما زمین بازی را در سیاست به سلبریتی هایی مثل فرخ نژاد و آن یکی مادرزیزیگلو واگذار کردیم، نه به سیاست ورزی‌های دولت شاه کلید که از بیخ حرفی نداشت برای گفتن!

به گزارش “دانشجونیوز” ؛ مصعب یحیایی شاعر و نویسنده مطرح استان بوشهر در یادداشتی ارسالی به پایگاه خبری تحلیلی دانشجونیوز با اشاره به جنجال آفرینی های پیرامون موضوع دختر آبی در فضای مجازی، از انفعال هنرمندان انقلابی در مسائل سیاسی و اجتماعی روز و علم داری سلبریتی های غیر متخصص در این عرصه ها انتقاد کرد. متن کامل یادداشت به شرح زیر است:

حالا که کم کم ماجرای دختر آبی از تب و تاب افتاده و آن هنرپیشه ابله هم به انحا مختلف اثبات کرد که غلط کرده است، می خواهم چند کلامی با شما گفتگو کنم جماعت!

اگر رگ غیرت تان دوباره باد نمی کند و لیچار بارم نمی کنید، می گویم که ما عرصه های بحران را هیچگاه به سیاست واگذار نکرده ایم، بلکه آنچه ما را زمین گیر کرده، فرهنگ است و حتی پیش از آن اجتماع!

معتقدم که ما انتخابات را نه به سیاست، که به هنر باخته ایم و می بازیم! سیاست امثال حسن روحانی را نه در برجام، که سال ها پیش در سعدآباد هم دیده بودیم؛ لکن این هنر حسین دهباشی و ابزار هنر او بود که با چاشنی دروغ و تهمت، مستند انتخاباتی روحانی را ساخت و شد آنچه شد!

ما انتخابات را به اهالی هنر باختیم. به مرحوم جمشید مشایخی که می گفت اگر روحانی نباشد از ایران می‌روم، به بهاره رهنمایی باختیم که دغدغه اش، درِب پارکینگ برج کاملیاست در زعفرانیه!

ما زمین بازی را در سیاست به سلبریتی هایی مثل فرخ نژاد و آن یکی مادرزیزیگلو واگذار کردیم، نه به سیاست ورزی های دولت شاه کلید که از بیخ حرفی نداشت برای گفتن!

ما سیاست را به اهل ورزش باختیم، به امثال علی کریمی و فرهاد مجیدی که زبان سیاسیون مغرض شدند در همین ماجرای اخیر همه را با یک چوب نمی رانم، لکن ما سیاست را به هنرمند جماعت و اهالی ورزشی باخته ایم که زبان شان عموماً از عقل شان پیشی می گیرد!

و اما مسئله حضرات!

در جبهه فرهنگی انقلاب چه جایگزین و یا به قول روشنفکرانه اش، آلترناتیوی دارید برای ذائقه مردم؟! وقتی که دادمان از نادانی و بی سوادی سلبریتی ها بلند است و البته که فریاد به حقی‌ست باید مابه ازای آن یک هنرمند تراز معرفی کنید یا نه؟!

بگذراید قدری حدیث نفس کنم. هرچند تردید دارم که ورای عیب و ایرادهای معمول و بدبینی های همیشگی جریان انقلاب، اصل سخنم را می فهمید یا باز هم مثل بازنده های مار و پله از خانه نود و نه برمی گردید به خط اول!

یک سال پیش بود حدوداً که بنا داشتم اسمی را انتخاب کنم برای مجموعه اشعارم. لکن هر چه بالا و پایین کردم دیدم کمی کافر بیشتر به دلم می چسبد نه اینکه دیدگاه هنری را در نظر نداشتم لکن یک وجه از این نام گذاری دقیقاً متوجه دوستانی بود که به واسطه اشعار عاشقانه ام به نوعی مرتدم می شمردند و بی آنکه حداقلی از هنر بدانند، الزاماً اشعار مرا هم سیاسی پسند می کردند، و مصیبت آنجاست که همین دوستان و اهل رسانه ای که برای متن‌ها و جلسات سیاسی‌ام کف و سوت می کشیدند بی اعتنا از کنار وجه هنری‌ام گذشتند و دریغ از یک خبر ساده در رسانه های جریان به اصطلاح انقلابی!

این را گفتم که بدانید جریان انقلابی دغدغه مند است، لکن عموماً کاربلد نیست و قاعده بازی را نمی داند! و آنقدر سیاست سایه انداخته بر وجوه شخصیت انقلابیون که پاک غافل‌اند از اطراف!

من نه توصیه به هرزگی می کنم در هنر و نه معتقد به پوپولیسم هستم در اجتماع، و شاید غریب نباشد اگر بگویم که به سیاسی ترین وجه سخن می گویم لکن سیاست را با جار و جنجال و داد و بیداد یک کاسه نمی کنم. انقلابیون اگر در اجتماع، فرهنگ، ورزش، اقتصاد و … جای پای شان را محکم کنند، به زعم من اصلاً نگران سیاست نباید باشند. فی الحال اما ما حکم آسیاب برعکسی را داریم که محمد کاظم کاظمی می گفت:

آسیا بود ولی راه عمل را گم کرد/ آرد را چرخ زد و چرخ زد و گندم کرد!

جماعت؛ اگر بنا دارید از سیاست برسید به اجتماع، نتیجه اش می شود پوپولیسم احمدی نژادی و اگر بنا دارید از سیاست برسید به فرهنگ، نتیجه اش باز هم می شود پیام تبریک تولد احمدی نژاد به مایکل جکسون!

این یک بند را به دل نگیرید البته، لکن گاهی حس می کنم همان “گنگ خواب دیده” مولانا هستم که گیر افتاده بین مشتی کر و کور!

مخلص کلام جماعت؛ به قول حضرات مداح: “همین یک بند و التماس دعا!”

 ما سیاست را واگذار کرده ایم به هنر و به ورزش و به اقتصاد، و البته اضافه کنید به همه این ها، رسانه های‌مان هم چنگی به دل نمی زنند!

به دل نگیرید جماعت! آتشی بود که شعله کشید و خاموش شد!

والسلام.

مصعب یحیایی/ انتهای پیام

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*