۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار مهم » استان » خبر فوری » خبر وسط » گزارش
  • شناسه : 291048
  • ۰۷ آبان ۱۳۹۸ - ۱۹:۵۴
  • نویسنده : نازیلا رستمی
ایستگاه پایانی ماه صفر دشتستان در حرم برادر امام هشتم
ایستگاه پایانی ماه صفر دشتستان در حرم برادر امام هشتم

ایستگاه پایانی ماه صفر دشتستان در حرم برادر امام هشتم

امروز امامزاده ابراهیم، میزبان هزاران دلداده بود که از دور و نزدیک، آمده بودند تا ایستگاه پایانی ماه صفر را به عشق امام هشتم و در عزای شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس، آقا امام رضا به پایان برسانند.

به گزارش “دانشجونیوز” ؛ نازیلا رستمی/ سه شنبه ۷ آبان ماه ۱۳۹۸ در ساعات پایانی ماه صفر خیل عظیمی از دوستداران ولایت در پیاده روی بزرگ ولایت به سمت حرم امامزاده ابراهیم برادر امام رضا (ع) شتافتند.

امروز امامزاده ابراهیم، میزبان هزاران دلداده بود که از دور و نزدیک، آمده بودند تا ایستگاه پایانی ماه صفر را به عشق امام هشتم و در عزای شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس، آقا امام رضا به پایان برسانند.

هر ساله با فرا رسیدن سالروز شهادت امام هشتم، آقا علی ابن موسی الرضا، زائران و عزاداران زیادی، از استان بوشهر و شهرستان‌های آن به شوق زیارت و تجدید پیمان با امام رضا (ع)، مسیر پیاده روی ولایت را به قصد زیارت برادر بزرگوار امام هشتم، یعنی امامزاده ابراهیم در روستای نینیزک طی می کنند.

همه آمده بودند به گونه ای ارادت خود را ثابت کنند؛ از مردان و زنان، کودکان و سالخوردگانی که این مسیر پیاده روی را طی کردند، تا موکب هایی که از روستاها، شهرها و محله های مختلف برپا کرده بودند، تا رانندگان خودروهایی که آمده بودند که امروز را نذر خدمت به زوار کنند.

هر قدم از این مسیر پرشور یادآوری بود بر مسیر عاشقان کربلا…

آنجا که کودک و نوجوان، پیر و جوان، مرد و زن، این مسیر را با بیرق های سیاه و چشمانی ماتم زده، به سوگ امام هشتم طی کردند.

آنجا که خادمان این خانه ی کرم، موکب به موکب از زائران این کوی پذیرایی می کردند؛

هر کدام پیش کشی با خود آورده بود؛ اینجا دیگر پیش کش مطرح نبود، آن طوفان خروش دلدادگی بود که موکب ها را زینت بخشیده بود.

هیچ قلم و زبانی قادر به بیان این همه شور و شگفتی نیست؛ چگونه در زبان گنجانده شود، این همه عشق، خروش، برادری، عاطفه، آزادگی، زیبایی و دلدادگی؟

دوربین هایی که به حقیقت درمانده بودند، که این همه شگفتی را چگونه به تصویر بکشند…

مردان و زنانی که با هر نژاد و از هر قوم و قبیله ای، به عشق علی ابن موسی الرضا، از ساعات ابتدایی روز قدم به جاده گذاشته بودند.

ای کاش شاعران بزرگ و قدیمی انقلاب، اکنون زنده بودند؛ شاعران خوش قلم و زیبا نگاری چون سهراب سپهری، تا پا به پای این همه شور و عشق، تصویری به زبان شيرين و دلنشین خود می نگاشتند.

مثل این شعر زیبای سهراب سپهری:

روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد؛ در رگ ها، نور خواهم ریخت.

و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پرخواب! سیب آوردم، سیب سرخ خورشید.

من گره خواهم زد؛ چشم ها را با خورشید، دل ها را با عشق، سایه ها را با آب، شاخه ها را با باد.

 

انتهای پیام/

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*