۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » استان » ایران و جهان » خبر وسط » فرهنگی
  • شناسه : 295087
  • ۲۹ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۸:۲۸
  • نویسنده : مریم غریبی
اندکی از قیام مسجد گوهرشاد بخوانیم
اندکی از قیام مسجد گوهرشاد بخوانیم
به وقت کتاب

اندکی از قیام مسجد گوهرشاد بخوانیم

کتاب اوسنه ی گوهر شاد نوشته ی سعید تشکری، رمانی فانتزی با موضوع قیام مسجد گوهرشاد در اعتراض به کشف حجاب است.

کتاب اوسنه ی گوهر شاد نوشته ی سعید تشکری، رمانی فانتزی با مجموعه داستانک های به هم پیوسته فارسی است. این کتاب به رویدادی می پردازد که با یک داستان خیالی فارسی عجین شده است. موضوع این کتاب مربوط به قیام مسجد گوهرشاد در اعتراض به کشف حجاب است.

اوسنه در لغت به معنای افسانه است. حالا چرا افسانه؟ چون نویسنده با شخصیت های داستانش در داستان اصلی دخل و تصرف می کند. نویسنده این کتاب را با سه ماجرا جلو می برد.

یکی داستان آقا و خانم پاکروان که در سال ۱۳۱۴ استانداری خراسان بزرگ را برعهده دارند یعنی دقیقا در دوره استبداد رضا خان و پهلوی اول.

دوم داستان خانواده میرزا محمود و داماد اوست. آن ها هم در سال ۱۳۱۴ از خانواده های معتقد، مذهبی و انقلابی هستند. و سوم داستان گوهرشاد بیگم بانوی مغول و ندیمه اش پریزاد از دوره تیموریان.

همچنین در این کتاب به یک شخصیت انقلابی به نام نواب احتشام که تاثیر زیادی در قیام گوهرشاد دارد اشاره می شود. در زیر بخشی از کتاب را می آوریم:

جنگی را گویا تدارک دیده بودند علیه مردم. اما هنوز سربازان بیرون حرم بیشتر بودند و آن هم به این خاطر بود مبادا اوضاع شهر به هم بریزد که داخل مسجد و آن جمعیت را می‌شد کنترل کرد اما هیاهو و آشوب مردم را نه.

دعای ندبه را آغاز کردیم که کسی داخل مسجد گوهرشاد آمد و گفت من از جانب استاندار آمده‌ام. پیغام این بود که متفرق شوید و اگر درخواستی دارید استاندار دربست بالا منتظر شماست.

گفتم ما برای مذاکره با استاندار این جا جمع نشده‌ایم.

چاپار استاندار رفت اما گویا بیرون از مسجد جنگی آغاز شده بود.

سربازها با سرنیزه و قنداق تفنگ و مردم با هرچه در دستشان بود به جان هم افتاده بودند.

عده‌ای بر درشکه‌هایشان سنگ بار زده بودند و برای مردم آورده بودند تا از خود به سنگ دفاع کنند.

سربازها هم که سر و بدنشان زخمی از سنگ‌ها شده بود، فرمان شلیک گرفتند.

انتهای پیام/

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*