۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » استان » ایران و جهان » خبر وسط » دانشگاه ها » فرهنگی
  • شناسه : 295277
  • ۰۷ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۷:۲۰
  • نویسنده : مریم غریبی
رویای نیمه شب کتابی ساده، صمیمی و پرهیجان
رویای نیمه شب کتابی ساده، صمیمی و پرهیجان
به وقت کتاب

رویای نیمه شب کتابی ساده، صمیمی و پرهیجان

رویای نیمه شب اثر مظفر سالاری از انتشارات کتابستان، کتابی ساده و صمیمی با نثری روان و داستانی پر از اتفاق و هیجان که باعث می شود به سختی کتاب را زمین بگذارید.

کتاب رویای نیمه شب به قلم جذاب مظفر سالاری رمانی ترکیبی از واقعیت و داستان است. این بار از حکایت دلدادگی یک پسر جوان سنی مذهب به دختری از خانواده سرشناس شیعه بخوانیم. رویای نیمه شب اثر مظفر سالاری از انتشارات کتابستان، کتابی ساده و صمیمی با نثری روان و داستانی پر از اتفاق و هیجان که باعث می شود به سختی کتاب را زمین بگذارید.

داستان کتاب حکایت دلدادگی یک پسر جوان سنی مذهب به دختری محجوب از خانواده‌های سرشناس شیعه شهر حله عراق است. که با شیطنت‌های دختر حاکم جبار وقت همراه می‌شود.

تلفیق عشق و اعتقاد، هجرت از ظلمات به نور، قصه ی غربت و مظلومیت شیعه و داستان دست گیری امام مهدی (عج) از درماندگان را به خوبی می توان در این کتاب خواند.

حاکم شهر و وزیر پرمکر وی ناصبی بوده و با شیعیان دشمنی عجیبی دارند. جذابیت قلم نویسنده به اندازه‎ای است که مخاطب را دچار خود کرده و تا انتهای داستان همراه می‎سازد.

قسمتی از داستان را در زیر می آوریم:

پدر بزرگ از پشت قفسه ها بیرون آمد و به گوشواره ای زیبا و گران بها که من طراحی کرده بودم و ساخته بودم اشاره کرد.

خوشحال شدم که آن را برای ریحانه انتخاب کرده بود؛ هر چند بعید می دیدم که مادرش زیربار قیمت آن برود . گوشواره را بیرون آوردم و به پدربزرگ دادم.
طراحی و ساخت این گوشواره، کار هاشم است. حرف ندارد!
مادر ریحانه گوشواره ها را گرفت و ورانداز کرد… قشنگند، ولی ما چیزی ارزان قیمت می خواهیم.
مادر ریحانه گوشواره ها را روی مخمل گذاشت. با نگاهش گوشواره های قبلی را جستجو کرد.

پدربزرگ گوشواره های گران بها را توی جعبه کوچکی گذاشت. جعبه را به طرف مادر ریحانه سُراند.
از قضا قیمت این گوشواره ها دو دینار است.
در دلم به پدربزرگ آفرین گفتم. از خدا می خواستم که ریحانه صاحب آن گوشواره ها شود. قیمت واقعی اش ده دینار بود. یک هفته روی آن زحمت کشیده بودم.

انتهای پیام/

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*