چهارشنبه, ۱۴ خرداد , ۱۳۹۹
12 شوال 1441
Wednesday, 3 June , 2020
۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » استان » ایران و جهان » خبر وسط » دانشگاه ها » دل نوشته دانشجویی
  • شناسه : 295390
  • ۱۲ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۵:۲۳
  • نویسنده : ریحانه دریاییان
اعیاد شعبان، شیرینی این ماه را دو چندان می کند
اعیاد شعبان، شیرینی این ماه را دو چندان می کند
دل نوشته دانشجویی/ ریحانه دریاییان

اعیاد شعبان، شیرینی این ماه را دو چندان می کند

شعبان آمده است تا درهای رحمت آسمانی را بر زمینیان بگشاید. روزهای شعبان آمیخته با اعیاد و ولادت های امامان ما، شیرینی این ماه را دو چندان می کند.

 

به گزارش “دانشجونیوز“؛ شعبان آمده است تا درهای رحمت آسمانی را بر زمینیان بگشاید. روزهای شعبان آمیخته با اعیاد و ولادت های امامان ما، شیرینی این ماه را دو چندان می کند. دل نوشته ریحانه دریاییان دانشجوی رشته گیاه پزشکی دانشکده کشاورزی خلیج فارس  به مناسبت اعیاد شعبانیه را در زیر می آوریم.

یا اینس من لا انیس له… یا رفیق من لا رفیق له… سلام خدای من!
خدای بزرگ، بی کران، عظیم و اعلایم دلم برایت تنگ شده بود. درست است همین چند ساعت پیش یک گپ و گفت خودمانی داشتیم اما اعتراف می کنم که حالا از آن موقع حتی دلتنگ تر هستم. و امان از دلتنگی…
بدون شک اگر موقعیت ایجاب می کرد حالا یا درحال قدم زدن میان درختان تازه جوانه زده بودم یا در حریم مشغول زیارت و یا در خانه ات مشغول عبادت… اما حیف… حیف که ایام را باید جور دیگر سپری کرد.
راستی خدای مهربان و کریم من، خبر هدیه ای که برایمان آورده ای را به همه دادم و اعیاد مبارک شعبان را به دوستانم تبریک گفتم و همه شادیم از وجود نازنین دردانه هایت…
راستی تا یادم نرفته است و جوهر قلمم به پایان نرسیده است، بگویم از میهمانی پر شکوه این روز هایت نهایت لذت را می برم… همین که حضرت مادر بانو فاطمه زهرا به مادر شدن خوشحال است؛ و همین که عباسی آمده تا دور سر حسین فاطمه بگردد…

همین که زین العابدینی آمد تا کاستی های عبادت بشر را بپوشاند… شکر… راستی گفته ام که چقدر این روز ها دنیایم فرق کرده؟! پیشتر گفته بودم نماز که می خوانم از سر عادت است و تکلیف… اما حالا…
اما حالا با هر کلامش و با هر قیام و قعودش لحظه هایی از زندگی کسانی را حس می کنم که دوستشان داری… اذان که می گویند علی اکبر(ع) سرو خوش قامت حسین را یاد می کنم و با اقامه اش تولد علی اصغر(ع) را جشن می گیرم…
در رکوعش به کلمه عظیم که می رسم، به فکر می روم، یعنی چقدر بزرگ؟ چه اندازه؟ کل کهکشان و کل افلاک را وجب می کنم ودر نهایت با اقتدار علی روبه رو می شوم و قلب مهربانش جواب می گیرم و آرام ادامه می دهم…
به ذکر سجده اش که می رسم اعلی را نقطه ثقل جهان را، جست و جو می کنم. امام زین العابدین (ع) اعلی و بلند مرتبه بودن خدا را چگونه متصور بود که سر از سجده بر نمی داشت…
شاید پیامبر این راز را به او گفته بود و او را از ماجرای نزول آیه ای در وصف دخترش فاطمه با خبر کرده بود…
«الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السماوات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار»
همان ها که خدا را در حال ایستاده و نشسته و آنگاه که بر پهلو خوابیده‌اند، یاد می‌کنند و در اسرار آفرینش آسمان ها و زمین می‌اندیشند و می‌گویند: بار الها! اینها را بیهوده نیافریده‌ای! منزهی تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار!
فهمیده بود که باید لحظه به لحظه به تفکر و عبادت بگذراند و سر به سجده بساید تا شاید، شاید، شاید بفهمد اعلی یعنی چه؟ هرچه فکر می کنم و فکر می کنم و فکر می کنم بیشتر در خودم و خدای خودم ذوب می شوم…
بشر خودش دنیایی است وگرنه او را چه به اشرف مخلوقات بودن… راستی خدای منT ما را برای چه خلق کرده ای؟
لولاک لما خلقتک الافلاک…
هان فهمیدم یادم آمد برای پیامبرت محمد (ص)
+او را برای چه خلق کرده ای؟
– ولو لا علی لما خلقتک
+خب این همه خلق برای چه بود؟
-ولولا فاطمه لما خلقتکم
فاطمه
فاطمه
فاطمه
اما او که همیشه از سر المستودع سخن می گوید؟! آه، می دانستم ای خدای من، تمام رازها و روزی هایت را در سحرگاه هر روزت پنهان کرده ای و چه سحر گاه پر سری است سحر گاه نیمه شعبان و چه فجر با شکوهی است صبح فرج…
اکفیانی فانکما کافیان، وانصرانی فانکما ناصران، یا مولانا یا صاحب الزمان، الغو‌‌ث‌‌‌ الغوث‌ الغوث‌، ادرکنی ادرکنی ادرکنی، الساعه الساعه الساعه، العجل العجل العجل…
اللهم عجل لولیک الفرج بحق زینب المضطر… آمین

انتهای پیام/

برچسب ها

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*