چهارشنبه, ۱۴ خرداد , ۱۳۹۹
12 شوال 1441
Wednesday, 3 June , 2020
۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » ایران و جهان » تلخند » خبر وسط » سیاسی
  • شناسه : 296630
  • ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۰
  • نویسنده : علیه شورکی
این همان رونقی است که قرار بود ایجاد شود!
این همان رونقی است که قرار بود ایجاد شود!
تلخند/ علیه شورکی

این همان رونقی است که قرار بود ایجاد شود!

داشتم وضع اقتصادی خانه را در ذهنم رونق می دادم... به یاد رونق اقتصادی جناب شیخ افتادم.

به گزارش “دانشجونیوز“؛ علیه شورکی/ داشتم وضع اقتصادی خانه را در ذهنم رونق می دادم… به یاد رونق اقتصادی جناب شیخ افتادم. خانه مان از این خانه قدیمی هاست که وسطش یک حوض دارد و سه چهار خانه ی متصل بهم در آن قرار دارد.

از این خانه ها که درهاشان درهم باز می شود. هر اتاق سه چهارتایی در داشت. خداییش تفکر عجیبی هم پشت طرح ساختمانی این خانه ها قرار دارد. خوبی حوض در این است که سالی یکبار که مادرم از بیرون میوه می خرد می ریزیم توی حوض…

میوه ها هنوز توی حوض است که ما عین وحشی ها به جان گل و لای های میوه های بیچاره می افتیم. انگار داریم صد من میکروب را روی قالی پاک می کنیم. تا این حد وضع اقتصادی در خانه ی ما خوب است. همه چیز رونق یافته…

البته بدی آن این است که باید هر چند وقت یکبار آبش‌ را عوض کرد که البته دست بوس من است… برادرم یک دانشجوی ساده ی بی پول است که دنبال کار مورد علاقه اش می گردد. دلش کوچک است ولی آرزوی فضا نورد شدن دارد (جان عمه اش!)

خوبی دیگرِ اعضای خانه ی ما در این است که اهل شیله پیله نیستند و زیرآبی نمیرن… یعنی اینچنین آدم های صاف و بی شیله پیله ای هستیم ما…! مثلا وقتی اکبر دزدکی پنیر را به گربه می دهد راپرتش را نمی دهیم یعنی تا این حد پشت هم هستیم.

اکبر برادر کوچکمان است و دبیرستانی. اکبر تمام بورس را دنبال می کند. علاقه ی وافری هم به آن دارد دلش می خواهد سهام دار بزرگی هم بشود. حتما هم می شود با این کفترباز بودنش…!

پدرم یک بازنشسته ی نجومی بگیر با ماهی ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است(نجومی بگیر است دیگر…!) بالاخره هر خانه ای باید به نحوی یک نجومی بگیر داشته باشد دیگر…!

شاید باورتان نشود اما از نوع خرید مادرم متوجه می شوم که اقتصاد کشورمان درحال رکود است یا تورم یا تعادل و یا به قولی رونق… به طور مثال تا یک ماه پیش ما یک کیسه برنج می خریدیم اما جدیداً یک کیسه برنج مان تبدیل به نصف شده است. این همان رونقی است که قرار بود ایجاد شود!

بعد از رونقی که این چند وقت برایمان ایجاد شده، فهمیدم چقدر رژیم به اقتصاد خانه مان کمک می کند. آنجا بود که فهمیدم در تورم هستیم هنوز… یعنی به طریقی که ما معنی رکود و تورم و بازار تعادلی را درک می کنیم دکتر شاخت( اقتصاددان معروف آلمان نازی) هم درک نمی کند.

البته بنده خدا حق هم دارد تا حالا در چنین وضعی نبوده که راه پس و پیشش را ببندند و او نه به جلو بتواند برود و نه عقب. یعنی عین خری که در گِل گیر کرده…! ولی مادرم به نحوی وضع اقتصادی خانه مان را متناسب با وضع دولت، مدیریت می کند.

مادرم آنقدر زیبا مدیریت می کند که مرحوم آدام اسمیت جلویش لُنگ می اندازد. یعنی مادرم یک پا برای خودش وزیر اقتصاد است… و عمراً کسی به گرد پایش هم برسد. به نحوی با بچه هایش مذاکره می کند که برجام بالکل از او سیاست می آموزد.

همچین خانواده ی دانشمندی هستیم ما! البته من هم در این مذاکرات به مادرم مشاوراتی می دهم. مثلا در مورد ماهیانه ی اکبر، مادرم از من می پرسد چقدر مقرری برایش بگذاریم؟ و من بیشتر از ۵۰ هزار تومان را صلاح نمی دانم چون بسی کفترباز ماهری است.

البته برادرم با ۴۵ هزار تومان یارانه اش جمعاً ۹۵ هزار تومان می گیرد. دم آقای روحانی هم گرم… قرار بود آنچنان رونق اقتصادی ایجاد کند که به این ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان نیازی نداشته باشیم… ولی بحمدالله احتیاج والایی داریم و ازش خیلی هم ممنون هستیم وگرنه اکبر سرمان را می خورد.

البته کم هم کار نکرده بنده خدا… هر چه نباشد در جریان گران شدن پراید، برای موفقیت و به آرزوی مان رسیدن، بسی دعا کرده و البته باعث و بانیش را هم کم نفری نکرده! البته کاری بود که از دستش بر می آمد… نباید بیش از این را هم انتظار داشت.

خب بالاخره هر کس یک توانایی دارد. همچین انسان های قانعی هستیم ما…! به امید روزی که نسل آینده بدبخت نخوانندمان…

انتهای پیام/

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*