شنبه, ۲۹ شهریور , ۱۳۹۹
2 صفر 1442
Saturday, 19 September , 2020
۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » استان » خبر فوری » خبر وسط » دانشگاه ها » سیاسی » یادداشت
  • شناسه : 296780
  • ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱:۵۶
تکلیف‌مدار باشیم یا نتیجه‌گرا؟
تکلیف‌مدار باشیم یا نتیجه‌گرا؟
یادداشت دانشجویی/ محمد حیدری

تکلیف‌مدار باشیم یا نتیجه‌گرا؟

شکی نیست که ما تکلیفی داریم که رسیدن به نتیجه هم جزء آن می‌باشد. اگر در انتخابات شرکت می‌کنیم به دنبال هدفی هستیم قطعا. اما آیا هدف صرفا پیروزی در انتخابات است؟

به گزارش دانشجونیوز؛ محمد حیدری/ این روزها نزدیک شدن به آغاز کار مجلس شورای اسلامی و رقابت جریانات اصولگرا برای اثرگذاری در انتخاب رئیس و هیات رئیسه مجلس، باعث بوجود آمدن بحث‌های جدی در بین طرفداران جریانات مختلف اصولگرایی شده است.

یک طرف این مباحث نواصولگرایان قرار دارند که به دنبال ریاست قالیباف بر مجلس شورای اسلامی هستند و در طرف دیگر آن، جبهه‌ی پایداری و برخی سیاستمداران مستقل که اکثرا وزرا و مدیران کشوری دولت‌های نهم و دهم می‌باشند.

به همین دلیل برای چندمین بار، بحث تکلیف و نتیجه داغ شده و به همین دلیل بد نیست مجددا به این مسئله بیاندیشیم که تکلیف‌مدار باشیم یا نتیجه‌گرا؟ اصلا حد و مرز این دو کجاست؟

شکی نیست که ما تکلیفی داریم که رسیدن به نتیجه هم جزء آن می‌باشد. اگر در انتخابات شرکت می‌کنیم به دنبال هدفی هستیم قطعا. اما آیا هدف صرفا پیروزی در انتخابات است؟

رهبر انقلاب در سال ۸۴ خطاب به دکتر احمدی نژاد فرمودند: وقتی که ایشان تبلیغات انتخاباتی می‌کردند، به افراد خانواده‌ی خودم می‌گفتم اگر آقای احمدی نژاد رأی هم نیاورد، این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که شعار عدالت محوری را مطرح کرد؛ نگذاشت به فراموشی سپردنِ این شعار بشود یک سنت.

می‌توان از این سخن رهبری این نتیجه را گرفت که صرف پیروزی در انتخابات را نمی‌توان ملاک موفقیت جریان انقلاب یا خدمت به انقلاب دانست. یک مسئله مانند زنده کردن یک گفتمان گاها از برنده شدن در انتخابات برای جریان انقلاب اثرگذارتر است.

اما آیا رهبری در جایی دیگر نمی‌فرمایند: رابطه‌ی «تکلیف‌مداری» یا «دنبال نتیجه بودن» چیست؟ امام فرمودند: ما دنبال تکلیف هستیم. آیا این معنایش این است که امام دنبال نتیجه نبود؟ چطور می‌شود چنین چیزی را گفت؟ امام بزرگوار که با آن شدت، با آن حدّت، در سنین کهولت، این همه سختی‌ها را دنبال کرد، برای اینکه نظام اسلامی را بر سر کار بیاورد و موفق هم شد، می‌شود گفت که ایشان دنبال نتیجه نبود؟ حتماً تکلیفگرائی معنایش این است که انسان در راه رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب، بر طبق تکلیف عمل کند؛ برخلاف تکلیف عمل نکند، ضدتکلیف عمل نکند، کار نامشروع انجام ندهد؛ والّا تلاشی که پیغمبران کردند، اولیای دین کردند، همه برای رسیدن به نتایج معینی بود؛ دنبال نتایج بودند. مگر می‌شود گفت که ما دنبال نتیجه نیستیم؟ یعنی نتیجه هر چه شد، شد؟ نه… این که تصور کنیم تکلیفگرائی معنایش این است که ما اصلاً به نتیجه نظر نداشته باشیم، نگاه درستی نیست.

آیا این دو بحث باهم در تضاد نیستند؟ جایی رهبری می‌فرماید حتی اگر رای نمی‌آوردید خدمت بزرگی به انقلاب کردید و جای دیگری نیز می‌فرمایند باید به نتیجه هم توجه داشت!

در این بین یک حلقه گم شده وجود دارد و آن ادامه مباحث رهبری است. رهبری در ادامه بحث درمورد تکلیف‌گرایی و نتیجه می‌فرمایند: آن کسی که برای رسیدن به نتیجه، برطبق تکلیف عمل می‌کند، اگر یک وقتی هم به نتیجه‌ی مطلوب خود نرسید، احساس پشیمانی نمی‌کند؛ خاطرش جمع است که تکلیفش را انجام داده. اگر انسان برای رسیدن به نتیجه، بر طبق تکلیف عمل نکرد، وقتی نرسید، احساس خسارت خواهد کرد؛ اما آن که نه، تکلیف خودش را انجام داده، مسئولیت خودش را انجام داده، کار شایسته و بایسته را انجام داده است و همان طور که قبلاً گفتیم، واقعیت‌ها را ملاحظه کرده و دیده است و بر طبق این واقعیت‌ها برنامه‌ریزی و کار کرده، آخرش هم به نتیجه نرسید، خب احساس خسارت نمی‌کند؛ او کار خودش را انجام داده.

پس به جرأت می‌توان نتیجه گرفت که منظور رهبر انقلاب از توجه به نتیجه هم این نیست که هرجور شده تلاش کنیم تا به نتیجه مطلوب خود برسیم. حرکت به سمت گرفتن نتیجه‌‌ی مطلوب جزء تکلیف ماست؛ حال اگر نشد خسارتی متوجه ما نیست. و این نتیجه‌ی مطلوب هم صرفا به معنای پیروزی ظاهری در صندوق رأی یا میدان جنگ نیست! مانند تقابل مولا علی(ع) با معاویه. آیا علی ابن ابی طالب از معاویه شکست خورد؟ یا اینکه می‌توان بگوییم حسین بن علی (ع) از یزید شکست خورد؟ شهادت معصومین ما به دست دستگاه ظالم در حالی صورت می‌گیرد که آنها با تمام توان خود به دنبال برپایی حکومت بوده اند اما نه به هر قیمتی! و به حکومت هم نرسیدند! اما آیا شکست خوردند؟

وقتی بحث از تلکیف می‌شود حتما بایستی توجهی هم به مبانی فکری و اندیشه ای کرد. مبنای فکری ما در انتخابات‌ها چیست؟ مبنای فکری ما درمورد ویژگی های رییس مجلس طراز انقلاب اسلامی چه می‌گوید؟ آیا می‌توان بدون توجه به این مبانی در مسیری حرکت کرد که نتیجه اش می‌شود رسیدن به سازوکاری که با این مبانی در تضاد است؟

انقلابی حقیقی آن است که میدان را به خوبی رصد کند و با توجه به تلکیف و مبانی فکری، بهترین تصمیم برای اقدام را بگیرد. آن‌وقت است که دیگر نتیجه با خداست.

انتهای پیام/

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*