دوشنبه, ۱۶ تیر , ۱۳۹۹
16 ذو القعدة 1441
Monday, 6 July , 2020
۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » خبر وسط » دل نوشته دانشجویی
  • شناسه : 297338
  • ۲۴ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۹:۵۷
  • نویسنده : مرضیه تمیمی
کودکان کار، سوژه هایی برای نشان دادن مظلومیت
کودکان کار، سوژه هایی برای نشان دادن مظلومیت
دل نوشته دانشجویی/ مرضیه تمیمی

کودکان کار، سوژه هایی برای نشان دادن مظلومیت

کاش قلم ها، زمان امضا کمی تنها کمی، به فکر فرو می رفتند، به یاد دستانی که کودکانه غیرت خرج می کنند.

به گزارش “دانشجونیوز“؛ مرضیه تمیمی/ 《چشمام رو بستم، آجر رو جابه جا کردم سعید بهم لبخند زد، دستانم ترک برداشته بود و گرمای آجرها دیگر از عایق پوستانم هم رد می‌شد.

آجر داشت می رفت که از دستانم بر زمین بوسه بزند و قلبم برای لحظه‌ای ایستاد. روی آسفالت از همیشه داغ تر پرت شدم؛ اما فدای سر مادر مهربانم… صدایش منبع آرمش است، وقتی بزرگ مرد کوچکم صدایم می زند.

همان لحظه همه چیز به صفر می رسد مثلا گرمای سوزان تابستان، خستگی کیلومترها راه رفتن، حتی صدای نعمت خان هم دیگر شنیده نمی شود وقتی با داد صدایم می زند.》

چند سطر بالا تنها گوشه ایی از دغدغه های ذهنی کودکانی است که با لبخندشان دنیا را فتح می کنند و از مهربانی چشمانشان می شود یک سیب بی هوس را بی حواس تر از هر زمانی چید.

کودکانی که روز جهانی دارند و سالانه افرادی با ژست مردم و دوستی و برابری روی مبل های چرمین شان می نشینند و مقاله ها و یادداشت ها و تئوری هایی روشنفکرانه ارائه می دهند، راهکارهایی که از همان ابتدا روی کاغذ هم جای بحث دارند، چه برسد به زمانی که پا به عرصه ی عمل هم بگذارند.

کودکانی که سوژه های مناسبی برای مظلومیت درون عکس های روی قاب گالری های بالاشهری هستند، آخر معصومیت شان دلبرانه است، گاهی هم گزینه ی روی میز می شوند برای تبلیغات…! شاید تنها جهانی که می شود تبعیض بین دختر و پسر بودن را ندید، همین نقطه است.

دخترانه هایی با بازوان نحیف که مردانه کار می کنند. در این روزها و مردانگی پسرک هایی که لقب بچه بودن را تنها حمل می کنند. آنهایی که باید مسئول باشند و شانه خالی می کنند را نمی دانم؛ اما کلمات در مقابل تان سر تعظیم فرو می آورند.

قصوری که در حقتان شده عیان است و از قدیم گفته اند آنچه که عیان است چه حاجت به بیان؟! اما این جملات هستند که قاصرند در مقابل ناگفته هایی که در چشمانتان هویداست.

کاش قلم ها، زمان امضا کمی تنها کمی، به فکر فرو می رفتند، به یاد دستانی که کودکانه غیرت خرج می کنند و کاش به نقطه ایی برسیم که از شر کاغذها خلاص شویم و یا سخنرانی های تهی فقط یک نفر می آمد، بی سروصدا کاری برای آن همه معصومیت تان می کرد. بدون هیچ عکاس و خبرنگاری فقط کاری می کرد، همین.

انتهای پیام/

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*