دوشنبه, ۱۶ تیر , ۱۳۹۹
16 ذو القعدة 1441
Monday, 6 July , 2020
۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » خبر فوری » خبر وسط » فرهنگی
  • شناسه : 297379
  • ۲۶ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۴:۵۶
  • نویسنده : مریم غریبی
نهنگ تاریک، مجموعه داستانی از یک نویسنده بوشهری
نهنگ تاریک، مجموعه داستانی از یک نویسنده بوشهری
به وقت کتاب

نهنگ تاریک، مجموعه داستانی از یک نویسنده بوشهری

کتاب نهنگ تاریک، دومین اثر از سعید بردستانی است. در این مجموعه داستان، عنصر طنز به خوبی قابل مشاهده است.

مجموعه داستان نهنگ تاریک نوشته سعید بردستانی، اثر انتشارات پیدایش در حوزه ادبیات بزرگسال می باشد. این کتاب دومین اثری است که از سعید بردستانی، نویسنده هم استانی منتشر شده است. اولین مجموعه داستان او به نام هیچ در سال ٨۵ توانست نظر اهالی ادبیات را جلب کند.

نهنگ تاریک از داستان هایی به نام های “پایان وضعیت”، “بی خواب ها”، “ایستاده می میریم”، “دویدن”، “برکت”، “ماهی مقدس موسی”، “آن بالایی”، “تنبیه هیرو” و “داستان آپارتمانی” تشکیل شده که همگی تجربه جدیدی را برای مخاطب رقم می زنند.

نویسنده در اولین داستان کتاب “پایان وضعیت”، ماجرای مردی را روایت می کند که با ورود به خانه خود متوجه حضور دزد می شود و به جای اعتراض، در دزدیدن وسایلش به آن ها کمک می کند.

در داستان “ایستاده می میریم” نویسنده با پرداختی طنز به یک سوژه قدیمی یعنی مرگ و مواجهه افراد با آن می پردازد.

در ابتدای داستان «ایستاده می‌میریم» می‌خوانیم: 《من و پدرم سر میز صبحانه داشتیم زندگی می‌کردیم که ناگهان آن سوال گنده را ازش پرسیدم. بلافاصله چنان سکوت ملیحی حاکم شد که صدای سوخاری‌ شدن نان در تستر را شنیدم.

من معنی مرگ را از پدرم پرسیدم. به او باید حق داد که طوری نگاهم کند انگار لخت لخت سر میز نشسته‌ام. البته خیلی زود بر خودش مسلط شد و مربای محبوب فندق را که من از اول صبح بهش زل زده بودم، دم دستم گذاشت و رو به آشپزخانه گفت: ببین بچه‌ات چی می‌خواد زن؟ انگار که من فقط بچه مادرم بودم.

مادرم در آشپزخانه داشت نان تست می‌کرد تا ما از زندگی لذت بیشتری ببریم، و این خیلی خوب بود، خیلی خوب. به‌ خاطر تمام لذت‌هایی که به من داده بود باید از او تشکر می‌کردم. ولی من این کار را نمی‌کنم؛ چون پدرم قبلا این کار را کرده و من دوست ندارم کاری را که پدرم کرده، بکنم.

صدای موزیک رادیو بار دیگر به گوش رسید و بار دیگر پدرم از زندگی و از لقمه‌ای که در دهانش بود لذت برد. تا جایی که حافظه به من یاری می‌کرد این کاسه مربا یک ماهی بود که فقط می‌آمد سر میز و می‌رفت توی یخچال.

پدر و مادرم از کلسترول فندق می‌ترسیدند و من از پدر و مادرم. تصمیم گرفتم دلی از عزا درآورم و بعد دوباره سؤال گندم را بپرسم. ولی ناگهان پرسیدم: پدر تو تا حالا مردی؟ فنر تستر پرید. احتمالا دو تکه نان قهوه‌ای بیرون زد. همه صداها قطع شد، حتی صدای رادیو. و چکه‌ای خامه از گوشه دهان پدرم آویزان شد. این بار نوبت مادرم بود که جو را بشکند. پس باید نان تست را برمی‌داشت و سر سفره می‌گذاشت…》

سعید بردستانی درباره کتاب نهنگ تاریک می‌گوید: طنز، عنصر پر رنگ این مجموعه است. عنصری که هرچند با من بیگانه نبوده‌، اما در مجموعه «هیچ» کمتر افتخار بروز داده بود.

در واقع این‌بار آدم‌های نابابی آمده‌اند که به‌جای فضای سنگین و تراژیک، ناخواسته نوعی فضای بی‌قیدانه و سرخوشانه بر داستان حاکم می‌کنند.

انتهای پیام/

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*