سه شنبه, ۱۴ مرداد , ۱۳۹۹
15 ذو الحجة 1441
Tuesday, 4 August , 2020
۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » خبر فوری » خبر وسط » دل نوشته دانشجویی
  • شناسه : 297673
  • ۱۵ تیر ۱۳۹۹ - ۱۲:۰۶
حاج احمد، زمانه بی معرفت شده!
حاج احمد، زمانه بی معرفت شده!
دل نوشته دانشجویی/ یاسمن قطب الدین

حاج احمد، زمانه بی معرفت شده!

حاج احمد خیلی وقته نیستی و با نبودنت، زمانه تغییر کرده؛ زمانه ی بی معرفتی شده، جوانان ما یادشان رفته داستان کربلا و صبر حضرت زینب را...!

به گزارش “دانشجونیوز“؛ برگه هام رو مثل همیشه ورق می زدم و دلم عجیب گرفته بود که چشمم به اسمی افتاد که با خط زیبایی نوشته بود حاج احمد متوسلیان..‌‌.

زیاد راجع به ایشون نمی دونستم. از پدرم پرسیدم و فقط یک کلام گفتند: جاوید الاثر… گفتم: بابا یعنی ممکنه برگرده؟! پدر ناگهان چشمانش پر از اشک شد. انگار که میان میدان جنگ است و حاج احمد کنار پدر!

دیدم داره زمزمه می کنه و مدام میگه سردار، دلم خیلی وقته برایت تنگه شده… رو به پدر کردم و گفتم: چرا به ایشون میگید جاوید الاثر؟ گفت: نمیدونم حاج احمد برمی گرده یا نه؛ اما قامت بلندش، طرز نگاهش، حتی صدایش رعشه می انداخت به دشمنی که کافی بود حرف از ناموسش بزند.

دیدم پدر چنان غرق حاج احمدی شده که من فقط نامش را شنیده ام. تصمیم گرفتم فقط به حرف هایش گوش دهم که ناگهان گفت: نمی دانم زنده هستی یا نه؛ اما ای کاش نبینی روزهای بی تو چقدر سیاه و سفید شده. واژه حیا و غیرت تبدیل شده به آزادی برای مردمی ک زمانی جنگیدی برایشان که آزادی اونها رو برگردونی. اصلا سردار تو بیایی، ما تو رو میشناسیم؟! مگر امام زمانه را شناخیتم؟

سردار دل ها خیلی وقته نیستی و با نبودنت، زمانه تغییر کرده… مردم الان از تو دلیل می خواهند، نمی دانند که باید داستان کربلا رو خواند تا تو را بشناسند… تویی که از میان سیم خاردارها جنگیدی که به ناموست نگاهی نیندازند؛ تویی که حتی نامت شونه های دشمن رو میلرزوند!

حاج احمد اگر هستی این را بدان که من برای هست بودنت، جان خواهم داد. تویی که برای هست بودن ملتی جانت را کف دستانت گذاشتی. می دانم زمانه ی بی معرفتی شده، جوانان ما یادشان رفته داستان کربلا و صبر حضرت زینب را…!

وقتی این حرف ها را از زبان پدرم می شنیدم، پشیمانی و حسرتی که از دوری و فراق است فضای خانه را تنگ و نفس مرا تنگ تر می کرد.

حاج احمد چقدر بی انصاف شدیم، حال می پرسم برای چی برگردی؟! واسه کی؟ واسه من یا پدر یا جوان هایی که خیلی زود خون شهدایی که واسه غیرت و آزادی این ملت ریخته شد فراموش کرده ایم؟!

و آخر قلم را به دست گرفتم و نوشتم: سردار دل ها خیلی وقته دلمان تنگ شده هست، حتی برای نامت.

یاسمن قطب الدین دانشجوی علوم پزشکی بوشهر

انتهای پیام/

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*