شنبه, ۱۸ مرداد , ۱۳۹۹
19 ذو الحجة 1441
Saturday, 8 August , 2020
۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » خبر وسط » یادداشت
  • شناسه : 298076
  • ۳۰ تیر ۱۳۹۹ - ۱۶:۴۵
  • نویسنده : مریم غریبی
یا مرگ یا مصدق
یا مرگ یا مصدق
یادداشت دانشجویی/ مریم‌ غریبی

یا مرگ یا مصدق

قیام ۳۰ تیرماه پس از اعلام حکم جهاد آیت‌الله کاشانی در حمایت از دولت مصدق به وقوع پیوست.

به گزارش “دانشجونیوز“؛ مریم غریبی/ شعار غالب مردم ایران، شصت و هشت سال پیش در قیام ۳۰ تیرماه «یا مرگ؛ یا مصدق» بود. این قیام مردمی که پس از اعلام حکم جهاد آیت‌الله کاشانی در حمایت از دولت مصدق به وقوع پیوست، به موقعیت دولت و شخص نخست‌وزیر در معادلات سیاست داخلی و خارجی استحکام بخشید.

خلاصه ای از جریانات آن ایام را از نظر می گذرانیم:

با شروع کار مجلس هفدهم شورای ملی، باوجود اظهار تمایل اکثریت نمایندگان مجلس جدید به نخست وزیری دکتر مصدق-اکثریت مجلس یعنی ۵۲نفر از ۶۵نماینده حاضر در مجلس- ناگهان وی از سمت خود استعفا داد. علت این امر کارشکنی های اقلیت مجلس تحت رهبری سیدحسن امامی، عدم ابراز تمایل مجلس سنا به زمامداری دکتر مصدق و اختلاف بر سر درخواست اختیارات بیشتر نخست وزیری بود.

در روز هجدهم تیرماه از نمایندگان حاضر مجلس سنا تنها چهارده نفر به نخست وزیری دکتر مصدق ابراز تمایل کردند. آیت الله کاشانی در مخالفت با سنا اعلامیه ای صادر کرد. از طرف احزاب، گروه ها، بازاریان، پیشه وران تلگراف ها و نامه‌های فراوانی در حمایت از مصدق به مرکز ارسال شد.

شاه به رغم مخالفت سنا، حکم نخست وزیری مصدق را صادر نمود. مصدق اینبار اعطای اختیارات شش ماهه و در خواست تصدی مقام وزارت جنگ را پیش شرط پذیرش نخست وزیری قرار داد. این درخواست با مخالفت شاه روبرو شد و مصدق از قبول نخست وزیری استنکاف کرد. بعد از این قضایا، احمد قوام مقام نخست وزیری را پذیرفت و با بیانیه شدید اللحنی که به “کشتیبان را سیاستی دگر آمد” موسوم بود، کار خود را آغاز کرد.

بعداز صدور بیانیه شدید اللحن قوام و تهدید مخالفان به برخورد شدید و محاکمه مخالفان دولت، نیروهای همسو با مصدق اعم از ملی‌گرایان، اسلام‌گرایان و حتی حزب توده، یکی یکی علیه نخست‌وزیر جدید موضع گرفتند. اوج این موضع‌گیری‌ها، نامه روز ۲۹ تیرماه آیت‌الله ابوالقاسم کاشانی به حسین علاء وزیر دربار بود.

کاشانی در نامه روز ۲۹ تیرماه خطاب به علاء تاکید کرد: «عرض می‌شود، بعد از شما، ارسنجانی از جانب قوام‌السلطنه آمد و گفت به شرط سکوت، قوام انتخاب شش وزیرش را در اختیار من می‌گذارد. همان طور که حضوری عرض کردم به عرض شاه برسانید، اگر در بازگشت دولت دکتر مصدق تا فردا اقدام نفرمایید، دهانه‌ تیز انقلاب را با جلوداری شخص خودم متوجه دربار خواهم کرد. در انتظار اقدامات مجدانه شما. والسلام. سید ابوالقاسم کاشانی.»

در بیان اهمیت این نامه و تاثیر آن بر قیام مردم در روز ۳۰ تیرماه، شاید بد نباشد به اظهار نظر ۲ تَن از اعضای نهضت آزادی اشارتی کنیم. ابراهیم یزدی درباره نامه آیت‌الله کاشانی به علاء گفته است: «باید انصاف داد که بیانیه کاشانی بود که مردم را در روز ۳۰ تیر به خیابان‌ها کشاند.» محمد توسلی دیگر عضو نهضت آزادی هم رٲی با یزدی اظهار داشته است: «باید از آیت الله کاشانی ذکر خیر کنیم؛ ایشان به رغم اختلافاتی که با دکتر مصدق داشت، اما آن بیانیه دعوت به جهاد، نقشی کلیدی داشت.»   

مردم در روز ۳۰ تیرماه، از طبقات و اقشار مختلف به خیابان‌ها آمدند. خواسته آن‌ها تنها یک چیز بود؛ «بازگشت مصدق به مسند نخست‌وزیری». تعداد کشته‌های تظاهرات ۳۰ تیر، از ۲۱ نفر تا رقم اغراق‌آمیز ۵۰۰ نفر گزارش شده است. به هر ترتیب، قوام که اراده خلل‌ناپذیر مردم را دید، ساعت ۴ عصر همان روز از نخست‌وزیری استعفاء داد و محمدرضا را بر آن داشت تا بار دیگر مصدق را به این جایگاه بگمارد.
مجلس قیام سی ام تیر را “قیام ملی” و شهدای آن روز را “شهدای ملی” نامید.

انتهای پیام/

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*