شنبه, ۱۸ مرداد , ۱۳۹۹
19 ذو الحجة 1441
Saturday, 8 August , 2020
۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » خبر وسط » دانشگاه ها » یادداشت
  • شناسه : 298246
  • ۰۴ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۹:۵۸
تراژدی کمبود انسولین
تراژدی کمبود انسولین
یادداشت دانشجویی/ مرضیه تمیمی

تراژدی کمبود انسولین

ترس و دلهره از بیماری یک طرف و نبودن ها، نشدن ها، بهانه بی کیفیتی ها و بی کفایتی ها از طرف دیگر، دل بیماران دیابتی و خانوادهایشان را به درد می آورد.

به گزارش دانشجونیوز؛ مرضیه تمیمی/ مسئله انسولین، بله درست شنیدید، مسئله مهمی که روز به روز معادله های آن مجهول تر می شود و بر توان ایکس هایش افزوده می شود.
بین هشت هزار تا یک میلیون نفر-بدون در نظر گرفتن آنهایی که دیابت نوع دو دارند و بزودی وارد فاز دوم خود یعنی انسولین زدن می شوند-روزانه داروخانه ها را برای یک قلم انسولین زیرورو می کنند.
رفت و آمدن هایی که بیشتر اوقات چیزی دستشان را نمی گیرد.

پسر بچه ی چهارساله ایی که نفس هایش درگرو همین قطره چکان انسولین هایی است که گاهی در بازار سیاه با قیمت های نجومی یافت می شود-فکر نکنید پدرو مادری پولداری دارد!- آن هم با صدتا صلوت که نکند دارو در این اوضاع خوب قاچاق فاسد شده باشد.

دختر هجده ساله ایی که تمام ناامیدی هایش را پشت یک داروخونه جا می گذارد تا آخرین تلاش خود را برای ساعتی بیشتر دیدن و کمتر درد کشیدن می کند. اینها، تنها نمونه ی اندکی از تراژدی افرادیست که اینروزها با دیابت سرو کار دارند، می باشد.

کاش یک نفر آنهایی که می گویند؛ تحریم های ایران دارویی نیست را بیاورد تا چشمانشان این سکانس های تلخ را ببینند.
ترس و دلهره از بیماری یک طرف، نبودن ها، نشدن ها، بهانه بی کیفیتی ها و بی کفایتی ها از طرف دیگر، دل بیماران دیابتی و خانوادهایشان را به درد می آورد‌ و استرس را، خانه چشمانشان می کند.

یک نفر خودش را به بی حالی می زند، دیابتی می شود تا روز مبادا انسولین برای پسرک نوجوانش در خانه باشد تا نبیند درد می کشد تا نبیند چشمانش برای خوابی طولانی تر برهم نهاده می شود.
آن یکی تمام رژیم های دیابتی اش را شب قبل از آزمایش از بین می برد تا دکتر دوز انسولین را بالا بیاورد، تا انسولین بیشتری در خانه باشد.
دست خودش نیست، این نبودنهای مایع حیاتش، این اضطراب نگاه فرزندان قدو نیم قدش، ترس را در سوسوی قلبش مهمان کرده است. دیگری استوری اش را با این مضمون پر می کند؛ ما کنار هم به هم کمک خواهیم کرد، یک لانتوس ازمن،پویش یاری راه می اندازد بین خودشان.

دیگر امیدی به تدبیر ها و کلید های باز کنند در های نا امیدی نیست.
چالش نیست که با تفکر حلش کرد، مسئله تعداد ضربان آدمهایی است که خاص بودنشان هیچ وقت دست خودشان نبوده است‌.
پای درد و دلشان اگر بشینی، نمی دانند از گرانی های سرسوزن بگویند یا از نبودن نوار تست قند خون و انسولین بگویند.
درماندگی را بین لبخندشان هرچقدر هم پنهان کنند، قطره ی اشکی که مهمان صورتشان می شود، راز دل را برملا می کند.

دوستان تئوری، انسولین های جایگزینی را می دهند که از زمان نبودنش بین جامعه دیابتی بیست سالی می گذرد، حال که خودشان حاضر نیستند حتی سوار پژو سال هشتادو پنج شوند.انسولین جایگزینی که علاوه بر نقص هایش روی هر بیست نفر چهار نفر را روانه کمای دیابتی می کند.

کرونایی که نفس ها را حتی برای انسانهای عادی تنگ کرده و دست روی شاهرگ، حیات بیماری های خاص مثل دیابت زده و انسولین هایی که نبودش هر روز بیشتر به چشم می خورد و نه تنها رسانه ای از آن حرف نمی زند بلکه همه مشکلات را حل شده می دانند، آن هم با جیره بندی که مردم شهرستان ها را از خانه هایش کیلومتر ها دور تر به تهران برای یک قلم انسولین می کشاند.
برای همه ی اینهاست که می گویم؛ مسئله ی دیابت.
کاش این مسئله تبدیل به راه حل های تو خالی نشود، که والله این مسئله با جان آدم ها سرو کار دارد.کمی بیشتر برای جانشان ارزش قائل شویم.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*