دوشنبه, ۳۱ شهریور , ۱۳۹۹
4 صفر 1442
Monday, 21 September , 2020
۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » خبر وسط » دل نوشته دانشجویی
  • شناسه : 298633
  • ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ - ۲۱:۵۳
  • نویسنده : مریم غریبی
بازی های کودکانه ات چه زود به پایان رسید
بازی های کودکانه ات چه زود به پایان رسید
دل نوشته دانشجویی/ مریم غریبی

بازی های کودکانه ات چه زود به پایان رسید

سادوکو جان، بازی های کودکانه ات زود به آخر رسید، آمریکا برای رونمایی از بمب جدیدش عجله دارد؛ زین پس هرچه می بینی واقعی است.

به گزارش “دانشجونیوز”؛ مریم غریبی/ صبح زیباست، زندگی زیباست. تلٲلو بی وقفه خورشید بر پنجره اتاق زیباست. سادوکو جان صبح شده بیدار شو، روزی به یادماندنی در انتظار است، بیدارشو…

شیرین زبانی هایت برای مادر بر دل می نشیند و قندها در دل مادر آب می کنی. دخترک با صدای بلند بخند، لبخند بزن. شاید لبخند تو دنیا را به رحم آورد. بازی هایت را بکن. عجله کن؛ وقت تنگ است. آمریکا برای رونمایی از بمب جدیدش عجله دارد.

بالاخره شنیدی؟! صدای سرودش را می شنوی؟ به یاد بسپار سرود نابودی را؛ اما دلیل خنده ات چیست؟ شاید گمان می کنی این هم بازی دیگر مادر است… نه سادوکو جان!
بازی های کودکانه ات زود به آخر رسید. زین پس هرچه می بینی واقعی است.

نگاهت را به آسمان می دوزی، رد یک موشک جنگی را دنبال می کنی. نگاهت به آسمان است و پرواز درنا را بر فراز شهرت دنبال می کنی. تو ساخت هزار درنای کاغذی را تا هیچ ادامه می دهی ولی تنها ششصد و چهل و چهار صلح را به پرواز درمی آوری. ۳۵۶ درنای دیگر را ما به سیاره دیگر فراری می دهیم، سیاره ای به نام صلح. سیاره ای که زندگی در آن بهانه نمی خواهد و هزاران سادوکو را به خاطر یک جهل متهم نمیکند و یک کودک را آتش بس یک جنگ هدف نمی گیرد.

سرود آن روز، سرود نابودی بود. سرود آن روز پایان قهقه کودکان بود. سرود آن روز، سرود پایان زندگی بود. روز چسباندن درنای کاغذی بر فراز آسمان ابدیت بود. روز ساخت یک یادبود طلایی بود. تو آن روز راز ساخت درنای کودکی را به تمام دنیا فریاد کشیدی؛ ولی اینجا دنیای عجیبی است! قاتل برای مقتول گل می برد. قاتل جرمش اثبات شده اما محاکمه نمی شود.

زبان خسته است، فرسوده است، از نفس افتاده است. ما حتی از نگاه کردن به چهره هایتان در نقاشی ها هراس داریم و بر خود می لرزیم.
اما تو آسوده بخواب، ما به تا زدن کاغذهای رنگی ادامه می دهیم…

انتهای پیام/

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*