چهارشنبه, ۵ آذر , ۱۳۹۹
10 ربيع ثاني 1442
Wednesday, 25 November , 2020
۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » تلخند » خبر فوری » خبر وسط
  • شناسه : 299694
  • ۲۱ شهریور ۱۳۹۹ - ۲۱:۰۶
  • نویسنده : راضیه دریاییان
اندر احوالات پرده ی نقره ای
اندر احوالات پرده ی نقره ای
تلخند/ راضیه دریاییان

اندر احوالات پرده ی نقره ای

سرزمینی سینمایی بود که دلم می خواهد از آن برایتان داستان های باور نکردنی؛ اما کاملا واقعی را تعریف کنم.

به گزارش “دانشجونیوز“؛ راضیه دریاییان/ یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود. در یک سرزمینی سینمایی بود که دلم میخواهد از آن برایتان داستان های مهیج و گاهی باور نکردنی؛ اما کاملا واقعی را تعریف کنم، هزار ماشاءلله بترکه چشم حسود آنقدر این سینما حاشیه دارد که آدم وا می ماند از کجایش بگوید!

حالا این سینما که میگویم سر و کله اش از کجا پیدا شده؟! بد نیست بدانید در زمان های قدیم، وقتی که بابابزرگ جد عزیزتان، به لطف خدا زحمت به دنیا آوردن و بزرگ کردن نسل های آینده ساز میهن را می کشیدند، جناب مظفر الدین شاه فیلش یاد اروپا کرد و به عیال گفت بار و بندیل را ببندیم که میخواهیم برویم ددر دودور یه دوری بزنیم، یه آب هویج بستنیِ خارجی هم بر بدن زده و فی الفور برگردیم، گفته باشم فکر سوغاتی خریدن را هم از کله ات بیرون کن چرا که که اصلا نمیتوانم پول دربار و بیت المال را خرج عشق و صفای خودمان کنم، اصلا حرفش را هم نزن که عذاب وجدان میگیرم وقتی به مردمم فکر میکنم، اصرار نکن که جان عزیزت راه ندارد!

بعداز اینکه کاروان به اروپا رسید تصمیم گرفتند بروندو فیلمی ببینند، آنجا بود که آقا مظفر قصه ما دستگاه سینموتوگراف را دید و به میرزا ابراهیم خان عکاس گفت وای چقدر نانازه و ما رو این همه خوشبختی محاله، یکی از آن را بخریم ببریم ایران، من همینو میخوام!

و اینگونه شد که دستگاه فیلم برداری، فیلم و بند و بساط های آن وارد ایران گردید.

۱۰۰سال بعد هم در حالی که هرساله دورهمی جشن ورود سینما به ایران را میگرفتند، در تصمیمی دلاورانه روز ۲۱ ام شهریور ماه را به عنوان روز ملی سینما به ثبت رسانیدند.

تا قبل از دوره انقلاب هم که خب تکلیف و محتوای فیلم ها معلوم بود؛ اما از بعداز انقلاب این چارچوب ها به خواست مردم به تقوا، ایمان و عمل صالح تغییر پیدا کرد. تا یک جاهایی هم خوب پیش رفت؛ اما کمال همنشین بچه همسایه در آن اثر کرد و کمی زیادی به سمت چپ منحرف شد.

سینمایی که قرار بود فرهنگ ساز بشود حالا خودش شده معظل فرهنگی!! تا جایی که خود بازیگرانش لب به سخن گشوده اند و حرف های جیز و بوداری میزنند و همدیگر را لو میدهند. مثلا یکی از همین بازیگران گفته است اگه به مهمونیای روزانه نرویم و آب شنگولی نخوریم بهمان نقش نمیدهند.

البته در میان آب شنگولی و ماشین های خارجی که سقفشان باز میشود، آب میوه های طبیعی با خاصیت بالا و خودروهایی که زحمت برادران ایرانی خودمان هست هم وجود دارد؛ اما متاسفانه در این میان در خواب زمستانی فرو رفته اند زیرا کسی به سراغشان نمی رود، چون به کارشان نمی آیند.

الان محتوای اکثر فیلم ها جوری ساخته و برنامه ریزی شده اند که اگر دو مرغ عشق بخواهند بروند زیر یک سقف دیگر نمیتوانند مثل دوره ی مادر بزرگ هایشان که فاصله طبقاتی بود و توانستند با فقر و نداری سر کنند، این ماجرا را تحمل کرده و عشق لای نان بگذارندو بخورند.

اخیرا هم بازیگران جدید به عرصه سینما وارد شده اند به نام لوستر و ماشین های آنچنانی، راه پله های طولانی و کلا صفا سیتی و عشق و حال. فیلم را که پخش می کنند از آغاز تا پایانش همین بازیگران نقش آفرینی کرده اند منتها با کمی آدمیزاد که چشم بصیرت می خواهد تا آن هارا ببینید که البته خیلی هم بد نیست و در این میان با انواع مارک های لوازم بهداشتی و خانگی آشنا می شویم.

یک وقت هایی هم دوربین فیلم برداری حواسش پرت میشود و جای لوستر به ما آدمیزاد نشان می دهد یا اینکه در اکثر نقاط دنیا آن بنده خدایی که درگذشته اش زندگی مالی خوبی نداشته و با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته به یه جایی رسیده و کسی شده است؛ ولی در سریال های ایرانی همیشه خدا سوژه مورد نظر ندار بوده اکنون تبدیل به خلاف کارترین آدم های کشور شده یا باند مواد مخدری دست و پا کرده و از روی رضایت خداوند یک ملتی را دارد نون می دهد و رابین هودی است برای خودش.
البته این نکته هم حائز اهمیت است که اکنون سینما جای آنکه محتوا محور باشد در بین مردم شخص محور شده است.

از محتوای فیلم که بگذریم وارد محیط سینما می شویم. نام نمی برم که تبلیغ منفی نشود، کسی به پرده نقره ای نگاه نمی کند، هر صندلی خودش یک فیلم سینمایی کاملا جداست. جا دارد همین جا از همه هم وطنان غیورم که محیط سینما را با مهد کودک لاله اشتباه گرفته اند کمال تشکر را داشته باشم، بعضا شاهد آن هستیم درحالی که فیلم منفی ۱۸ در حال پخش است و همه ی نفس ها در سینه حبس است و منتظر یک اتفاق ترسناک هستید ناگهان صدای جغ جغه کودکی سکوت سالن را میشکند.

خلاصه اینکه سینما و عوامل آن هم اکنون بیمار بوده و در کما به سر می برد و اگر به موقع به آن رسیدگی نشود کله پا شده و ممکن است برای همیشه در خواب بماند.

انتهای پیام/

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*