دوشنبه, ۳۱ شهریور , ۱۳۹۹
4 صفر 1442
Monday, 21 September , 2020
۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » خبر وسط » فرهنگی
  • شناسه : 299803
  • ۲۴ شهریور ۱۳۹۹ - ۱۷:۲۲
  • نویسنده : راضیه دریاییان
خاطرات آزاده ی پرآوازه ای که مرگ را به بازی می گیرد
خاطرات آزاده ی پرآوازه ای که مرگ را به بازی می گیرد
به وقت کتاب

خاطرات آزاده ی پرآوازه ای که مرگ را به بازی می گیرد

در کتاب سرباز کوچک امام ره می خوانیم که چگونه نوجوانی کم سن و سال در حالی که باید به بازی و سرگرمی مشغول باشد، چطور مقتدرانه به نگهبانی دل ایستاده و مرگ را به بازی می گیرد.

کتاب “سرباز کوچک امام ره “ مجموعه خاطرات آزاده ی پر آوازه، مهدی طحانیان بوده که با قلم فوق العاده جذاب فاطمه دوست کامی به رشته تحریر در آمده است.

حتما تا به حال به گوشتان خورده ماجرای نوجوانی که در مقابل اصرار مصاحبه با خبرنگار هندی مقاومت میکرد، نه صرفا برای مصاحبه بلکه به خاطر بی حجابی خانم خبرنگار.

در کتاب هزارتوی سرباز کوچک امام ره می بینید که چگونه نوجوانی کم سن و سال در حالی که باید به بازی و سرگرمی های کودکانه مشغول باشد چطور مقتدرانه به نگهبانی دل ایستاده و مرگ را به بازی میگیرد.

الحق والانصاف، این کتاب  به خوبی توانسته است دوران اسارت رزمندگان عزیزمان را به تحریر درآورد و حق مطلب را ادا کند و اخیرا هم توانسته به چاپ چهل و دوم برسد.

از دیگر امتیازات مثبت و ویژه این کتاب می توان به تقریظ مقام معظم رهبری اشاره کرد. در گوشه ای از بیانات شیرین آن حضرت می خوانیم :
در این کتاب، نشانه های خباثت و لئامت ماموران بعثی آشکارتر از کتاب های مشابهی است که خوانده ام؛ به هر حال این یک سند با ارزش از دفاع مقدس و انقلاب است؛ باید قدر داسته شود. (۱۳۹۶/۴/۱۲)

بخشی از کتاب را در زیر می آوریم:

اواخر مهر بود تقویم اسارتی که با کمک روزنامه‌های عراقی برای خودمان درست کرده بودیم، می‌گفت محرم نزدیک است. از دو هفته قبل محمودی ارشد ها را جمع کرده و برایشان کلی خط و نشان کشیده بود.

با چند سال زندگی در ایران دیگر خوب می دانست که ایرانی ها چقدر عاشق امام حسین (ع) هستند. به ارشد ها گفته بود اگر کوچکترین حرکتی از سمت اسرا در رابطه با قضیه محرم سر بزند پدر همه را در می آورد.

گفته بود اگر از دستور هایش سرپیچی کنیم همین چند ساعت آزادباش و امکاناتی که داریم را هم از ما می گیرد. می‌دانستیم کاری را که بگوید، انجام می‌دهد آنقدر گفت و گفت که ارشد های اردوگاه به این نتیجه رسیدند که بچه‌ها دسته جمعی عزاداری نکنند و هر کس دلش می‌خواهد تنهایی برای خودش مراسم بگیرد.

همه قبول کردیم… کار ارشد های مان درست بود می دانستیم وقتی تصمیم می گیرند به صلاح همه مان است.
نُه شب اول محرم با مراقبت شدید محمودی و نظارت ارشد ها گذشت. تمامی شب ها با اینکه بچه ها هر شب برای خودشان خلوتی داشتند و ساعت ها زیر لب روضه خواندند و اشک ریختند اما بغض سنگینی راه گلویمان را بسته بود.

انتهای پیام/

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*