جمعه, ۳ اردیبهشت , ۱۴۰۰
12 رمضان 1442
Friday, 23 April , 2021
۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » خبر فوری » خبر وسط » یادداشت » یادداشت دانشجویی
  • شناسه : 305442
  • ۱۱ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۵:۱۱
  • نویسنده : محمدرضا بنافیان
دل‌نوشتی برای مهمان خوشنام تازه از سفر رسیده دیارم
دل‌نوشتی برای مهمان خوشنام تازه از سفر رسیده دیارم
دل‌نوشته دانشجویی/ محمدرضا بنافیان

دل‌نوشتی برای مهمان خوشنام تازه از سفر رسیده دیارم

ای لاله پرپر شده؛ من صدها بلكه هزاران بار بر دستان پر مهر و پینه‌ بسته‌ی پدران و مادران امثال شما که بدون هیچ چشم‌ داشتی فرزندانشان را از زیر قرآن‌ها عبور دادند تا به معبودگاه عشاق پای گذارید، بوسه میزنم، همان‌ جایی که دنیا را به سخره گرفتید و فراتر از زمان و مکان خود را به قافله سال ۶۱ هجری رساندید تا در رکاب امام عشق جانتان را نثار اسلام کنيد.

به گزارش “دانشجونیوز“؛ محمدرضا بنافیان/ اَلو…اَلو…سلام اخوی، حالت خوبه؟
با لب تشنه، ترکش خمپاره و آفتاب سوزان فکه چطور بودی؟
راستی مهمانی‌های شب‌ جمعه‌ای کنار مادرمان حضرت زهرا(سلام الله علیها) خوش گذشت؟
میگم اصلا صدای منو میشنوی؟
پس چرا جواب نمیدی؟
دلم بد گرفته است…
داداشم اگر داری حرفامو گوش میدی،
کمک…کمک!
من و بچه‌ها این ور خط در تله‌ دشمن، گیر افتاده‌ایم.
تلفن همراه من کار نمیکند
اصلا بدرد نمیخورد، هرچه گشتم برنامه بيسيم نداشت تا با تو تماس بگیرم!
اما من همچنان دارم تلاش میکنم تا با گوشی اندروید صدایم را به تو برسانم.

تا به تو بگویم که نمی‌دانم در نجوای صادقانه خود با رمل‌های سوزان فکه، چه زمزمه کردی که این‌چنین آغوش محبتش را برایت گشود و با گذشت سال‌ها میل بر پس دادن تو نداشت.

نمی‌دانم که دل‌ پاک و آسمانی‌ات چگونه به عرش اعلی پیوند خورد که چنین تجلی نور حق‌ تعالی حتی جسم تو را از نشانه‌ها به دور ساخت. نمی‌دانم چه بر جان چشاندی که چنین مست شراب الهی گشتی که حتی برای پیکر پاکت، مأوایی بهتر از گمنامی و بی‌نشانی نیافت.

نمی‌دانم که در دامان نیایش شب‌هایت چه ذکری سر دادی که حتی عشق عالم  امکان، عاشقت گشت و تو را با تمام وجود از آن خود ساخت. شاید با دردِ ماندن، سوخته بودی که چنین پاداشی نصیب رفتنت شد، تصورم این است تو آن‌قدر با درد ماندن ساخته بودی که تمام افلاکیان برای پرواز عروج آسمانی‌ات شرافت خود را نزد پروردگار عالمیان به ضمانت نهادند.

ای آلاله پرپر شده!
من صدها بلكه هزاران بار بر دستان پر مهر و پینه‌ بسته‌ی پدران و مادران امثال شما که بدون هیچ چشم‌ داشتی فرزندانشان را از زیر قرآن‌ها عبور دادند تا به معبودگاه عشاق پای گذارید، بوسه میزنم؛ همان‌ جایی که دنیا را به سخره گرفتید و فراتر از زمان و مکان خود را به قافله سال ۶۱ هجری رساندید تا در رکاب امام عشق جانتان را نثار اسلام کنيد.

آری که چه بسیارند مادران گوش‌ به‌ زنگِ چشم به دری که منتظر رسیدن خبری از تک‌ستاره آسمان گمنامی شان هستند. مادرانی که در دل شب‌ها بر بالین نوزادشان پلک روی‌ هم نگذاشتند تا روزی رخت دامادی را بر تن فرزندشان نظاره کنند. و یکی از این بسيار مادرها، حتما مادر تو بوده است! این روزها ذهنم سخت مشغول این است که آیا مادرت با غم بی‌خبری از جگر گوشه‌اش از این دنیا رخت بر بسته است یا هنوز روزها را شب و شب ها را روز میکند با این امید که شاید کبوتر پیغام رسانی از او طلب مژدگانی خبر بازگشت فرزندش را کند!

ای شهید گمنام؛
آگاهم که تو آمده‌ای تا با ما سخن بگويی: از غربت شهدا، از اشک شوقشان، از طاعت مستانه شان، از ناله های سوزناکشان؛ اما باید به تو بگویم که متحیر نشو از به ظاهر مردان پستی که پس از اینکه از دنیا رخت بربستید، قول و قرارهایشان را زیر پا گذاشتند و کردارشان بویی از مرام و مسلک شما نمی‌دهد. کسانی که با شما عهد بسته بودند در طوفان فتنه، ساحلی آرامش‌ بخش برای کشتی ولایت باشند؛ ولی عهد و پیمانشان را در همان والفجر مقدماتی و بیابان فکه جا گذاشتند و مسیر کانادالیزه شدن را به جای کربلایی ماندن، در پیش گرفتند.

عزیزتر از جانمان، اگر امروز می بینی که برخی از خواهرانمان وصیت شما یعنی حفظ حیا و حجاب را به فراموشی سپرده‌اند، نباید آزرده ‌خاطر شوی، زیرا این روزها بی‌حجابی و بی‌عفتی، نشانه احترام و ارزش فرد است و حجاب نشان عقب‌ ماندگی!

ای عرش نشین خدایی؛
که میدانم آمدی بار دیگر پای تخته در کلاس انقلاب، درس ولایتمداری را مرور کنیم، اگر می‌شود سلام مرا هم شب‌های جمعه به مادرمان، حضرت زهرا(سلام الله علیها) برسان و شافعم در روز جزا باش.

انتهای پیام/ 

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*